فهرست مطالب دسترسی سریع

استرداد هدایای نامزدی

عبدالله سعید فر
وکیل پایه یک دادگستری (شماره پروانه: ۱۲۶۱۹)

کانون وکلای دادگستری مرکز

عبدالله سعیدی فر

ارزیابی دقیق پرونده توسط وکلای پایه یک دادگستری

استرداد هدایای نامزدی به معنای امکان مطالبه هدایایی است که هر یک از نامزدها، یا در موارد مقرر قانونی، به طرف مقابل یا والدین او برای منظور ازدواج داده است؛ مشروط بر اینکه وصلت مورد نظر به هم خورده باشد. این موضوع به طور خاص در مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ قانون مدنی پیش بینی شده و از قواعد عمومی هبه متمایز است.

بر اساس ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هر یک از نامزدها می تواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طرف دیگر یا والدین او برای وصلت منظور داده است، مطالبه کند. اگر عین هدیه موجود نباشد، در مورد هدایایی که عرفاً قابل نگهداری هستند، اصل بر امکان مطالبه قیمت آنهاست؛ مگر اینکه هدیه بدون تقصیر دریافت کننده تلف شده باشد. بنابراین، قانون میان «استرداد عین هدیه» و «مطالبه قیمت هدیه» تفاوت گذاشته است.

نکته مهم این است که هر مالی که در دوران آشنایی یا نامزدی میان طرفین رد و بدل شده، لزوماً مشمول ماده ۱۰۳۷ نیست. ارتباط هدیه با قصد و منظور ازدواج اهمیت اساسی دارد. همچنین وضعیت خود مال، امکان نگهداری آن، علت تلف شدن و زمان به هم خوردن وصلت می تواند در امکان مطالبه عین یا قیمت اثرگذار باشد.

شرایط و نحوه استرداد هدایای نامزدی چگونه است؟

برای مطالبه هدایای نامزدی، نخست باید احراز شود که هدیه در ارتباط با وصلت مورد نظر و پیش از تحقق ازدواج داده شده و سپس این وصلت به هم خورده است. ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی در این وضعیت، حق مطالبه را برای هر یک از نامزدها به رسمیت شناخته است. این حکم هم درباره هدایایی که به خود نامزد داده شده و هم درباره هدایایی که برای وصلت منظور به والدین او داده شده، قابل توجه است.

از نظر موضوع مطالبه، اگر عین هدیه موجود باشد، اصل بر مطالبه و استرداد همان مال است. اما اگر عین هدیه موجود نباشد، ماده ۱۰۳۷ در خصوص هدایایی که «عادتا نگاه داشته می شوند» امکان مطالبه قیمت را پیش بینی کرده است. با این حال، اگر تلف هدیه بدون تقصیر طرف مقابل رخ داده باشد، مطالبه قیمت بر اساس همین ماده منتفی خواهد بود.

بنابراین برای بررسی یک مورد مشخص، باید دست کم این امور مشخص شود:

  • چه مالی به عنوان هدیه داده شده است؛
  • هدیه به چه شخصی داده شده است؛
  • آیا هدیه برای منظور ازدواج بوده است یا علت دیگری داشته است؛
  • آیا وصلت مورد نظر به هم خورده است؛
  • عین هدیه هنوز موجود است یا خیر؛
  • در صورت تلف شدن، علت تلف چه بوده است؛
  • آیا مال از اموالی است که عرفاً قابل نگهداری محسوب می شود یا خیر.

در صورت فوت یکی از نامزدها نیز باید میان استرداد عین هدیه و مطالبه قیمت هدیه تفکیک کرد. ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی مقرر کرده است که حکم ماده ۱۰۳۷ از حیث رجوع به قیمت، در صورتی که وصلت مورد نظر به علت فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، اجرا نمی شود. بنابراین نمی توان حکم این ماده را بدون توجه به علت به هم خوردن وصلت، به تمام موارد تعمیم داد.

از نظر آیین دادرسی نیز چنانچه دریافت کننده از استرداد مال یا پرداخت قیمت آن خودداری کند، موضوع می تواند از طریق طرح دعوای حقوقی و ارائه ادله مربوط به اصل هدیه، تعلق آن به دوران نامزدی، هدف از اهدای آن، وجود یا تلف عین و سایر شرایط قانونی پیگیری شود. در این وضعیت، اسناد، رسیدها، فاکتور خرید، پیام ها، شهادت شهود و سایر ادله قابل استناد، حسب مورد می توانند در اثبات ادعا مؤثر باشند؛ البته ارزش اثباتی هر دلیل باید مطابق مقررات مربوط به ادله اثبات دعوا ارزیابی شود.

مفهوم حقوقی هدیه نامزدی و تفاوت آن با هبه عادی

هدیه نامزدی از نظر ماهیت، در بسیاری از موارد با مفهوم هبه ارتباط دارد. ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هبه را عقدی می داند که به موجب آن یک نفر مالی را به طور مجانی به دیگری تملیک می کند. در هبه، شخصی که مال را می بخشد «واهب» و دریافت کننده «متهب» نامیده می شود. همچنین مطابق ماده ۷۹۸ قانون مدنی، تحقق هبه اصولاً به قبول و قبض متهب وابسته است.

با وجود این، هدیه ای که برای وصلت منظور در دوران نامزدی داده می شود، صرفاً تابع قواعد عمومی هبه نیست؛ زیرا قانون مدنی برای چنین هدایایی حکم خاص مقرر کرده است. ماده ۱۰۳۷ در صورت به هم خوردن وصلت، امکان مطالبه هدایا را پیش بینی کرده و بنابراین نمی توان بدون توجه به این حکم خاص، صرفاً به قواعد عمومی رجوع از هبه در مواد ۸۰۳ به بعد قانون مدنی استناد کرد.

این تفاوت از نظر حقوقی اهمیت زیادی دارد. در هبه عادی، ماده ۸۰۳ قانون مدنی در شرایط مقرر، امکان رجوع واهب از هبه را با بقای عین موهوبه پیش بینی کرده است و برای این حق، استثنائاتی نیز مقرر شده است؛ از جمله در مواردی که متهب پدر، مادر یا اولاد واهب باشد، هبه معوض باشد و عوض نیز داده شده باشد، عین موهوبه از مالکیت متهب خارج شده یا در آن تغییر ایجاد شده باشد.

اما در استرداد هدایای نامزدی مبنای مطالبه، حکم خاص ماده ۱۰۳۷ است و عنصر مهم آن، به هم خوردن وصلت منظور است. بنابراین موضوع را نباید صرفاً به صورت «رجوع از هبه» تحلیل کرد. در واقع، قانونگذار برای وضعیت خاص نامزدی، پس از منتفی شدن ازدواج مورد نظر، حق مطالبه ویژه ای پیش بینی کرده است.

از این رو، اگر شخصی مالی را در دوران نامزدی به طرف مقابل داده باشد، برای تعیین امکان استرداد باید ابتدا مشخص شود که آیا آن مال اساساً هدیه ای در معنای مورد نظر ماده ۱۰۳۷ بوده است یا یک هبه عادی، پرداخت در قبال انجام تعهد، قرض، یا معامله ای با ماهیت متفاوت. عنوانی که طرفین برای پرداخت یا انتقال مال انتخاب کرده اند به تنهایی تعیین کننده نیست و اوضاع و احوال واقعی رابطه حقوقی اهمیت دارد.

شرایط تحقق حق مطالبه هدایا پس از به هم خوردن وصلت

مهم ترین شرط، به هم خوردن وصلت منظور است. ماده ۱۰۳۷ حق مطالبه را در همین وضعیت شناسایی کرده است؛ بنابراین صرف نامزدی یا صرف تصمیم یکی از طرفین برای مطالبه هدیه، بدون بررسی وضعیت وصلت و رابطه هدیه با قصد ازدواج، برای اعمال این حکم کافی نیست.

شرط دیگر، ارتباط هدیه با وصلت مورد نظر است. عبارت «برای وصلت منظور» در ماده ۱۰۳۷ نشان می دهد که میان هدیه و قصد ازدواج باید رابطه وجود داشته باشد. بنابراین، مالی که بدون ارتباط با ازدواج و مثلاً در مناسبت دیگری به طرف مقابل داده شده است، لزوماً مشمول مقررات خاص استرداد هدایای نامزدی نیست.

از سوی دیگر، قانون برای اموالی که عین آنها باقی نمانده نیز حکم خاصی مقرر کرده است. در صورتی که هدیه از اموالی باشد که عرفاً نگهداری می شود، اصل امکان مطالبه قیمت آن مطرح می شود؛ اما اگر تلف هدیه بدون تقصیر طرف دیگر اتفاق افتاده باشد، مطالبه قیمت بر اساس ماده ۱۰۳۷ منتفی خواهد بود. بنابراین در چنین مواردی، علت تلف مال اهمیت حقوقی پیدا می کند.

در نتیجه، برای احراز حق استرداد نمی توان تنها به این موضوع اکتفا کرد که «هدیه در دوران نامزدی داده شده است». باید مجموعه شرایط قانونی بررسی شود: هدف از اهدای مال، به هم خوردن وصلت، وضعیت عین هدیه، قابلیت نگهداری آن و علت احتمالی تلف.

همچنین باید توجه داشت که ماده ۱۰۳۸ یک استثنای مهم را مطرح می کند. اگر به هم خوردن وصلت در نتیجه فوت یکی از نامزدها باشد، حکم ماده ۱۰۳۷ درباره رجوع به قیمت اعمال نمی شود. بنابراین علت پایان یافتن نامزدی در تعیین دامنه حق مطالبه اهمیت دارد.

در جمع بندی این بخش، استرداد هدایای نامزدی یک نهاد حقوقی خاص است که اگرچه از نظر ماهیت با هبه ارتباط دارد، اما شرایط آن مستقیماً تحت تأثیر حکم ویژه ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی قرار می گیرد. به همین دلیل، برای طرح دعوا یا دفاع در برابر آن، باید ابتدا ماهیت واقعی هدیه و رابطه آن با وصلت، سپس وضعیت عین مال و در نهایت علت به هم خوردن نامزدی بررسی شود.

قانون درباره پس گرفتن هدایای دوران نامزدی چه می‌گوید؟

قانون مدنی برای استرداد هدایای دوران نامزدی، حکم خاصی در نظر گرفته است. مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای ازدواج به طرف مقابل یا والدین او داده است، مطالبه کند. بنابراین، اصل حق استرداد در این ماده به رسمیت شناخته شده، اما این حق مطلق نیست و شرایط قانونی آن باید بررسی شود.

نکته مهم این است که قانون میان خود هدیه و قیمت هدیه تفاوت گذاشته است. اگر عین هدیه همچنان موجود باشد، اصل بر امکان مطالبه و استرداد همان مال است. اما اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون فقط درباره هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، حق مطالبه قیمت را پیش بینی کرده است؛ آن هم مشروط به اینکه تلف شدن هدیه بدون تقصیر دریافت کننده نبوده باشد.

بنابراین، برای مثال اگر یکی از نامزدها مالی را که عرفاً قابلیت نگهداری دارد برای وصلت منظور به دیگری هدیه کرده باشد و پس از به هم خوردن نامزدی، عین آن مال همچنان موجود باشد، امکان مطالبه عین آن مطرح است. اگر چنین مالی از بین رفته باشد، باید بررسی شود که آیا مال از اموال قابل نگهداری بوده و آیا تلف آن با تقصیر دریافت کننده ارتباط داشته است یا خیر.

در این زمینه باید میان هدیه دوران نامزدی و هبه عادی نیز تفکیک کرد. قانون مدنی با وضع ماده ۱۰۳۷، برای هدایایی که برای وصلت منظور داده شده اند، حکم ویژه ای مقرر کرده است؛ بنابراین تحلیل این موضوع صرفاً بر اساس قواعد عمومی هبه کافی نیست. در واقع، به هم خوردن وصلت، عنصر اساسی اجرای این حکم خاص است.

همچنین ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی مقرر می کند که وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی کند و هر یک از زن و مرد تا زمانی که عقد نکاح واقع نشده است، می‌تواند از وصلت امتناع کند. بنابراین، نامزدی به خودی خود موجب ایجاد رابطه زوجیت نمی شود و مقررات خاص مربوط به استرداد هدایا نیز باید در همین چارچوب بررسی شود.

بررسی ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی و حق مطالبه هدایا

ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مهم ترین مقرره درباره استرداد هدایای نامزدی است. این ماده مقرر می کند:

«هر یک از نامزدها می‌تواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایائی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند.»

مفاد ماده نشان می دهد که قانونگذار برای ایجاد حق مطالبه، چند عنصر اساسی را مورد توجه قرار داده است. نخست اینکه شخص مطالبه کننده باید یکی از نامزدها باشد؛ دوم اینکه وصلت منظور به هم خورده باشد؛ و سوم اینکه هدیه برای همان وصلت به طرف مقابل یا والدین او داده شده باشد.

بنابراین، صرف اینکه مالی در دوران آشنایی یا نامزدی به شخصی داده شده باشد، به تنهایی برای اعمال ماده ۱۰۳۷ کافی نیست. باید رابطه میان هدیه و وصلت منظور احراز شود. این موضوع در مواردی که میان طرفین اموال متعددی رد و بدل شده، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ماده ۱۰۳۷ در ادامه وضعیت هدیه را در صورت موجود نبودن عین آن مشخص کرده است. مطابق این بخش، اگر عین هدیه موجود نباشد، مطالبه قیمت فقط نسبت به هدایایی مطرح می‌شود که عادتاً نگهداری می‌شوند و تلف آنها نیز بدون تقصیر طرف دیگر نباشد. بنابراین قانون برای تمام هدایای مصرف شده یا از بین رفته، حق مطالبه قیمت ایجاد نکرده است.

از این حکم می‌توان استنباط کرد که میان هدایایی که ماهیت آنها به گونه ای است که عرفاً برای نگهداری و حفظ ارزش باقی می‌مانند و هدایای مصرف شدنی تفاوت وجود دارد. در نتیجه، در هر پرونده باید ماهیت واقعی مال و نحوه تلف یا از بین رفتن آن بررسی شود و نمی توان یک قاعده واحد را درباره تمام هدایای دوران نامزدی اعمال کرد.

همچنین عبارت «به طرف دیگر یا ابوین او» نشان می‌دهد که قانونگذار دریافت کننده هدیه را فقط شخص نامزد در نظر نگرفته است. اگر هدیه برای وصلت منظور به پدر یا مادر نامزد داده شده باشد، اصل امکان مطالبه آن نیز در محدوده ماده ۱۰۳۷ قابل بررسی است.

از نظر عملی، شخصی که قصد مطالبه هدایا را دارد باید بتواند اصل اهدای مال، دریافت آن توسط طرف مقابل یا والدین او و ارتباط هدیه با وصلت منظور را اثبات کند. بنابراین اسناد خرید، فاکتور، رسید، تصاویر، پیام ها و سایر ادله قابل استناد، حسب مورد می توانند در اثبات موضوع مؤثر باشند؛ البته تشخیص ارزش اثباتی هر دلیل با مرجع رسیدگی کننده است.

ارتباط مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ قانون مدنی با استرداد هدایا

ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی در واقع دامنه حکم ماده ۱۰۳۷ را در یک وضعیت خاص محدود می کند. این ماده مقرر کرده است:

«مفاد ماده قبل، از حیث رجوع به قیمت، در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، مجری نخواهد بود.»

بنابراین، ماده ۱۰۳۸ را باید در کنار ماده ۱۰۳۷ مطالعه کرد. ماده ۱۰۳۷ اصل امکان مطالبه هدایا و در شرایط مقرر مطالبه قیمت آنها را بیان می کند؛ ماده ۱۰۳۸ مشخص می کند که بخش مربوط به رجوع به قیمت در صورتی که به هم خوردن وصلت ناشی از فوت یکی از نامزدها باشد، اجرا نمی شود.

نکته مهم در تفسیر این دو ماده آن است که ماده ۱۰۳۸ صراحتاً از «رجوع به قیمت» سخن می گوید، نه از اصل استرداد عین هدیه. از این رو، میان موجود بودن عین هدیه و از بین رفتن آن باید تفکیک کرد. در مواردی که موضوع نیازمند تفسیر دقیق باشد، نمی توان محدودیت ماده ۱۰۳۸ را بدون توجه به عبارت صریح آن به تمام آثار ماده ۱۰۳۷ تسری داد.

برای مثال، اگر وصلت به علت فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، حکم ماده ۱۰۳۸ مانع اجرای بخش مربوط به مطالبه قیمت خواهد بود. اما تحلیل وضعیت عین هدیه موجود، موضوعی جداگانه است و باید با توجه به متن ماده ۱۰۳۷ و شرایط همان مورد بررسی شود.

از سوی دیگر، ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی که در گذشته درباره مرور زمان دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت حکم خاصی داشت، به موجب اصلاحات قانون مدنی حذف شده است. بنابراین نمی توان مهلت دو ساله مندرج در متن قدیمی ماده ۱۰۳۹ را به عنوان یک مهلت قانونی فعلی برای دعوای استرداد هدایای نامزدی معرفی کرد.

در نتیجه، مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ را باید به صورت مکمل مطالعه کرد: ماده ۱۰۳۷ قاعده اصلی استرداد هدایای نامزدی را تعیین می کند و ماده ۱۰۳۸ یک استثنای مشخص را درباره مطالبه قیمت در صورت فوت یکی از نامزدها بیان می کند. تشخیص اینکه در یک پرونده مشخص، عین هدیه قابل استرداد است یا قیمت آن قابل مطالبه است، نیازمند بررسی نوع هدیه، موجود بودن عین، نحوه تلف، علت به هم خوردن وصلت و ارتباط مال با ازدواج مورد نظر است.

برای استرداد هدایای نامزدی، صرف اینکه مالی در دوران نامزدی به طرف مقابل داده شده باشد کافی نیست. مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، باید وصلت منظور به هم خورده باشد و هدیه نیز برای همان وصلت به طرف مقابل یا والدین او داده شده باشد. در صورت وجود عین هدیه، امکان مطالبه آن مطرح است و اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون در شرایط مشخص، مطالبه قیمت برخی هدایا را پذیرفته است.

بنابراین، مهم ترین شرایط استرداد هدایای نامزدی را می توان چنین خلاصه کرد:

  • ازدواج مورد نظر هنوز واقع نشده و رابطه در مرحله نامزدی بوده باشد.
  • وصلت مورد نظر به هم خورده باشد.
  • مال مورد مطالبه، به عنوان هدیه و برای منظور ازدواج داده شده باشد.
  • هدیه به طرف دیگر یا والدین او داده شده باشد.
  • در صورت مطالبه قیمت، عین هدیه موجود نباشد و هدیه از اموالی باشد که عادتاً نگهداری می شود.
  • تلف شدن هدیه، در فرض مطالبه قیمت، بدون تقصیر دریافت کننده نباشد.

نکته مهم این است که ماده ۱۰۳۷ برای استرداد هدایا، شرطی تحت عنوان «تقصیر داشتن شخصی که نامزدی را برهم زده است» مقرر نکرده است. بنابراین، حق مطالبه هدیه را نباید با مسئولیت ناشی از برهم زدن نامزدی یکی دانست. معیار اصلی ماده، به هم خوردن وصلت و ارتباط هدیه با آن وصلت است. همچنین ماده ۱۰۳۶ قانون مدنی که سابقاً درباره خسارت ناشی از به هم زدن نامزدی حکم داشت، حذف شده است و نباید حکم آن را به عنوان قانون فعلی مبنای مطالبه خسارت قرار داد.

از نظر حقوقی، باید میان استرداد عین هدیه و مطالبه قیمت هدیه نیز تفکیک کرد. ماده ۱۰۳۷ در مورد موجود بودن عین هدیه، اصل مطالبه خود هدیه را مطرح می کند؛ اما درباره قیمت، شرایط خاصی مقرر کرده است. بنابراین هر ادعای استرداد باید با توجه به نوع مال، وضعیت فعلی آن و نحوه از بین رفتنش بررسی شود.

به هم خوردن وصلت منظور و منتفی شدن ازدواج

یکی از ارکان اصلی اجرای ماده ۱۰۳۷، به هم خوردن وصلت منظور است. مقصود از این عبارت، منتفی شدن ازدواجی است که هدیه در ارتباط با آن داده شده است. بنابراین تا زمانی که ازدواج مورد نظر همچنان در جریان باشد و رابطه نامزدی خاتمه نیافته باشد، صرفاً بر اساس ماده ۱۰۳۷ نمی توان استرداد هدیه را مطالبه کرد.

این حکم باید در کنار ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی مورد توجه قرار گیرد. مطابق این ماده، وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی کند و هر یک از زن و مرد مادامی که عقد نکاح واقع نشده است، می تواند از وصلت امتناع کند. در نتیجه، نامزدی با ازدواج تفاوت اساسی دارد و پایان نامزدی نیز به معنای طلاق یا انحلال نکاح نیست؛ زیرا اساساً هنوز رابطه زوجیت ایجاد نشده است.

بنابراین، اگر طرفین صرفاً نامزد باشند و هنوز عقد نکاح میان آنها واقع نشده باشد، برهم خوردن توافق آنها درباره ازدواج می تواند وضعیت «به هم خوردن وصلت منظور» را ایجاد کند. در چنین شرایطی، اگر سایر شرایط ماده ۱۰۳۷ نیز وجود داشته باشد، امکان مطالبه هدایای موضوع این ماده مطرح خواهد بود.

البته صرف ادعای اینکه «نامزدی به هم خورده است» برای مطالبه هر مالی که در گذشته میان طرفین رد و بدل شده، کافی نیست. باید مشخص شود مالی که مطالبه می شود، واقعاً هدیه مرتبط با وصلت منظور بوده است. برای مثال، اگر مالی در مناسبت مستقلی مانند تولد یا یک رابطه دوستانه و بدون ارتباط با ازدواج اهدا شده باشد، نمی توان صرفاً با استناد به وقوع نامزدی، آن را مشمول ماده ۱۰۳۷ دانست. این برداشت از قید صریح «برای وصلت منظور» در ماده ۱۰۳۷ به دست می آید.

همچنین در خصوص علت پایان یافتن نامزدی باید میان موارد مختلف تفکیک کرد. اگر نامزدی به دلیل اختلاف، انصراف یکی از طرفین یا سایر عوامل پایان یابد، موضوع استرداد هدایا مطابق ماده ۱۰۳۷ بررسی می شود. اما اگر وصلت در اثر فوت یکی از نامزدها به هم خورده باشد، ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی حکم ویژه ای دارد و مقرر می کند که ماده ۱۰۳۷ از حیث رجوع به قیمت در این وضعیت اجرا نمی شود. بنابراین علت منتفی شدن ازدواج می تواند در حدود حق مطالبه قیمت هدیه اثر مستقیم داشته باشد.

در نتیجه، «به هم خوردن وصلت» شرط اساسی است، اما به تنهایی کافی نیست و باید سایر شرایط ماده ۱۰۳۷ نیز احراز شود.

ارتباط هدیه با قصد و منظور ازدواج

دومین شرط اساسی، وجود رابطه میان هدیه و قصد ازدواج است. ماده ۱۰۳۷ به صراحت از هدایایی سخن می گوید که «برای وصلت منظور» داده شده اند. بنابراین، هر هدیه ای که در دوره آشنایی یا نامزدی رد و بدل شده باشد، خودکار مشمول مقررات استرداد هدایای نامزدی نیست.

این شرط در عمل اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ممکن است در طول یک رابطه، انواع مختلفی از اموال میان طرفین مبادله شود. برای نمونه، ممکن است یک انگشتر با هدف ازدواج و به عنوان هدیه نامزدی داده شده باشد، در حالی که یک هدیه تولد یا وسیله ای که در یک مناسبت مستقل اهدا شده، ارتباط مستقیمی با وصلت نداشته باشد. در مورد دوم، صرف وقوع نامزدی برای اعمال ماده ۱۰۳۷ کافی نیست.

معیار اصلی، قصد و هدف از اهدای مال در زمان انتقال آن است. بنابراین، در صورت اختلاف، اوضاع و احوال حاکم بر رابطه طرفین و دلایل موجود می تواند برای احراز اینکه هدیه برای وصلت منظور داده شده یا خیر، اهمیت پیدا کند. فاکتور خرید، رسید تحویل، پیام ها، تصاویر، شهادت شهود و سایر دلایل، حسب مورد می توانند در اثبات این موضوع مورد توجه قرار گیرند؛ البته ارزش اثباتی هر دلیل مطابق مقررات ادله اثبات دعوا توسط مرجع رسیدگی کننده ارزیابی می شود.

از عبارت «به طرف دیگر یا ابوین او» نیز روشن می شود که قانونگذار دامنه دریافت کنندگان را محدود به خود نامزد نکرده است. بنابراین، اگر یکی از نامزدها مالی را برای منظور ازدواج به پدر یا مادر نامزد دیگر داده باشد، اصل امکان مطالبه آن نیز در صورت تحقق شرایط ماده ۱۰۳۷ قابل بررسی است.

در اینجا باید میان قصد ازدواج و صرف همزمانی زمانی هدیه با دوران نامزدی تفاوت گذاشت. اینکه هدیه در دوره نامزدی داده شده، یک قرینه زمانی است؛ اما عبارت قانونی «برای وصلت منظور» نشان می دهد که ارتباط هدیه با ازدواج مورد نظر نیز اهمیت دارد. بنابراین، در یک دعوای استرداد هدایا، موضوع فقط زمان پرداخت یا تحویل مال نیست، بلکه هدف از انتقال آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

از نظر تحلیلی نیز نمی توان گفت که تمام هدایای رد و بدل شده در دوران نامزدی بدون استثنا قابل استرداد هستند. ماده ۱۰۳۷ یک حکم خاص و دارای شرایط مشخص است و باید دقیقاً در حدود همان شرایط اجرا شود. به همین دلیل، در هر مورد باید ابتدا ماهیت مال و هدف از اهدای آن، سپس وضعیت وصلت و در نهایت موجود بودن یا تلف شدن عین هدیه بررسی شود.

 
 
 

مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هدایایی که یکی از نامزدها برای وصلت منظور به نامزد دیگر یا والدین او داده است، در صورت به هم خوردن وصلت قابل مطالبه است. بنابراین، معیار قانونی صرفاً عنوان «هدیه نامزدی» یا ارزش مالی آن نیست؛ بلکه باید ارتباط هدیه با ازدواج مورد نظر، وضعیت عین هدیه و در صورت تلف شدن، قابلیت نگهداری آن بررسی شود.

بر اساس این ماده، اگر عین هدیه موجود باشد، اصل بر مطالبه همان عین است. اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون فقط نسبت به هدایایی که «عادتاً نگاه داشته می‌شوند» امکان مطالبه قیمت را پذیرفته است؛ آن هم با این استثنا که هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف نشده باشد. بنابراین، نمی‌توان گفت تمام هدایای مصرف شده یا از بین رفته، الزاماً قابل مطالبه هستند.

در نتیجه، هدایایی مانند طلا، سکه، جواهرات، ساعت و برخی اموال با ارزش و ماندگار در صورتی که برای وصلت منظور داده شده باشند، معمولاً در گروه اموالی قرار می‌گیرند که قابلیت نگهداری دارند و در صورت بقای عین، استرداد خود مال موضوع مطالبه خواهد بود. در صورت فقدان عین، امکان مطالبه قیمت آنها با رعایت شرایط ماده ۱۰۳۷ مطرح می‌شود. این تطبیق، برداشت حقوقی از معیار «عادتاً نگاه داشته می‌شوند» است و قانون نام طلا یا سکه را به طور خاص ذکر نکرده است.

در مقابل، درباره هدایایی که ماهیت مصرف شدنی دارند یا عرفاً برای استفاده و مصرف سریع داده می‌شوند، باید با دقت بیشتری عمل کرد. صرف اینکه چنین مالی در دوران نامزدی هدیه شده باشد، به این معنا نیست که پس از مصرف، قیمت آن در هر شرایطی قابل مطالبه است؛ زیرا ماده ۱۰۳۷ مطالبه قیمت را به هدایایی محدود کرده که عادتاً نگهداری می‌شوند.

بنابراین، برای تشخیص اینکه یک هدیه قابل استرداد است یا خیر، باید به جای ارزش مالی صرف، مجموعه شرایط زیر بررسی شود:

  • هدیه برای وصلت منظور داده شده باشد؛
  • وصلت مورد نظر به هم خورده باشد؛
  • عین هدیه موجود باشد یا در صورت فقدان عین، مال از اموالی باشد که عرفاً نگهداری می‌شود؛
  • در صورت تلف شدن هدیه، تلف بدون تقصیر دریافت کننده رخ نداده باشد؛
  • در صورت وجود اختلاف، اصل دریافت و ارتباط هدیه با وصلت قابل اثبات باشد.

هدایای ماندگار مانند طلا، سکه، جواهرات و اموال با ارزش

طلا، سکه، جواهرات و اموالی از این قبیل، از مصادیق متعارفی هستند که می‌توان آنها را در چارچوب هدایای قابل نگهداری موضوع ماده ۱۰۳۷ بررسی کرد؛ زیرا ماهیت آنها معمولاً به گونه‌ای است که عرفاً برای نگهداری و حفظ مال مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، باید توجه داشت که قانونگذار در ماده ۱۰۳۷ هیچ فهرست مشخصی از طلا، سکه یا جواهرات ارائه نکرده و معیار قانونی همان «عادتاً نگاه داشته شدن» است.

برای مثال، اگر یکی از نامزدها یک سرویس طلا را برای وصلت منظور به دیگری هدیه کند و پس از به هم خوردن نامزدی، عین سرویس همچنان موجود باشد، با توجه به ماده ۱۰۳۷، اصل مطالبه و استرداد عین آن قابل طرح است. در این حالت، موضوع اصلی بازگرداندن همان مال است و صرفاً ارزش روز آن مطرح نیست.

اما اگر عین سرویس طلا موجود نباشد، وضعیت متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی، باید بررسی شود که آیا مال مورد نظر از اموالی بوده که عرفاً نگهداری می‌شود و همچنین آیا از بین رفتن آن با تقصیر دریافت کننده ارتباط داشته است یا خیر. اگر شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ فراهم باشد، مطالبه قیمت مطرح خواهد شد.

همین تحلیل درباره سکه و جواهرات نیز قابل اعمال است. برای نمونه، اگر سکه‌ای برای وصلت منظور هدیه شده و همچنان موجود باشد، مطالبه عین سکه قابل بررسی است. اگر سکه از بین رفته یا به نحوی از بین رفته باشد، موضوع مطالبه قیمت تابع شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ خواهد بود.

در مورد طلا و جواهرات، اثبات اصل هدیه و ارتباط آن با وصلت نیز اهمیت عملی زیادی دارد. فاکتور خرید، رسید تحویل، اسناد پرداخت، پیام‌ها، تصاویر و سایر ادله‌ای که بتواند تعلق مال و نحوه انتقال آن را نشان دهد، حسب مورد می‌تواند برای اثبات ادعا مورد استفاده قرار گیرد. البته صرف وجود فاکتور خرید به نام یک شخص، لزوماً تمام شرایط قانونی ماده ۱۰۳۷ را اثبات نمی‌کند و مرجع رسیدگی باید مجموع دلایل و اوضاع و احوال پرونده را ارزیابی کند.

همچنین نباید میان هدیه‌ای که برای ازدواج داده شده و مالی که با ماهیت دیگری در اختیار نامزد قرار گرفته است، خلط شود. برای مثال، اگر مالی به عنوان قرض یا امانت در اختیار طرف مقابل قرار گرفته باشد، مسئله استرداد آن اساساً می‌تواند بر مبنای رابطه حقوقی دیگری بررسی شود و لزوماً تابع ماده ۱۰۳۷ نخواهد بود.

از طرف دیگر، ارزش بالای یک هدیه به تنهایی موجب ایجاد حق استرداد نمی‌شود. معیار قانونی، ارتباط هدیه با وصلت و شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ است، نه صرفاً قیمت مال. بنابراین یک هدیه کم‌ارزش نیز در صورت وجود شرایط قانونی می‌تواند موضوع استرداد باشد و یک مال گران‌قیمت نیز اگر اساساً هدیه برای وصلت منظور نبوده باشد، صرفاً به دلیل ارزش مالی خود مشمول این ماده نخواهد شد.

تأثیر قابلیت نگهداری و بقای عین هدیه در استرداد

قابلیت نگهداری هدیه یکی از مهم‌ترین معیارهای ماده ۱۰۳۷ است. قانونگذار مقرر کرده است که اگر عین هدیه موجود نباشد، مطالبه قیمت نسبت به هدایایی مطرح می‌شود که عادتاً نگهداری می‌شوند. بنابراین، قانون میان «موجود بودن عین» و «از بین رفتن عین» تفاوت گذاشته و برای حالت دوم نیز یک شرط خاص مقرر کرده است.

اگر عین هدیه موجود باشد، نخستین موضوع مورد مطالبه همان عین است. برای مثال، اگر انگشتر، سکه یا جواهر اهدایی همچنان نزد دریافت کننده باشد، در صورت تحقق سایر شرایط ماده ۱۰۳۷، موضوع استرداد همان مال خواهد بود.

اما اگر عین هدیه موجود نباشد، باید دو مسئله بررسی شود: نخست، آیا مال عرفاً از اموال قابل نگهداری بوده است؟ دوم، علت از بین رفتن مال چه بوده است؟ ماده ۱۰۳۷ در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، در صورت فقدان عین، حق مطالبه قیمت را پیش بینی کرده است؛ ولی اگر هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد، مطالبه قیمت منتفی است.

بنابراین، اگر یک قطعه طلا یا سکه که برای وصلت منظور هدیه شده، بدون تقصیر دریافت کننده از بین برود، نمی‌توان صرفاً با استناد به اینکه مال ارزشمند بوده است، قیمت آن را مطالبه کرد. در مقابل، اگر شرایط قانونی برای مسئولیت دریافت کننده نسبت به تلف مال وجود داشته باشد، موضوع مطالبه قیمت می‌تواند مطرح شود. تشخیص تقصیر و رابطه آن با تلف نیز به اوضاع و احوال هر پرونده بستگی دارد.

در اینجا باید به یک نکته مهم توجه کرد: عبارت «عادتاً نگاه داشته می‌شود» یک معیار عرفی است. بنابراین تشخیص آن صرفاً بر اساس نام مال انجام نمی‌شود، بلکه طبیعت مال و نحوه معمول استفاده از آن در عرف نیز اهمیت دارد. طلا و سکه معمولاً در این دسته قرار می‌گیرند، در حالی که برخی کالاهای مصرفی ممکن است چنین ویژگی‌ای نداشته باشند.

همچنین میان تلف شدن مال و انتقال آن به شخص دیگر باید تفاوت گذاشت. اگر عین هدیه موجود نباشد، بررسی وضعیت حقوقی آن به چگونگی خروج مال از اختیار دریافت کننده نیز وابسته است. در نتیجه، در یک پرونده واقعی نمی‌توان صرفاً با این استدلال که «هدیه دیگر نزد دریافت کننده نیست»، بدون بررسی علت و نحوه از بین رفتن یا انتقال آن، درباره استحقاق قیمت تصمیم گرفت.

نکته دیگر آن است که ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی وضعیت خاصی را در نظر گرفته است. اگر وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، مفاد ماده ۱۰۳۷ از حیث رجوع به قیمت اجرا نمی‌شود. بنابراین، در چنین فرضی، باید میان استرداد عین هدیه موجود و مطالبه قیمت هدیه تفکیک کرد و نمی‌توان محدودیت ماده ۱۰۳۸ را نادیده گرفت.

در نتیجه، در استرداد هدایای نامزدی، بقای عین هدیه بهترین وضعیت برای مطالبه همان مال است؛ اما در صورت فقدان عین، امکان مطالبه قیمت وابسته به معیارهای مقرر در ماده ۱۰۳۷، از جمله قابل نگهداری بودن هدیه و نحوه تلف آن است. به همین دلیل، در مورد طلا، سکه، جواهرات و سایر اموال ارزشمند، بررسی دقیق وضعیت عین مال و علت فقدان آن پیش از تعیین خواسته دعوا اهمیت اساسی دارد.

قابل استرداد نبودن یک هدیه در دوران نامزدی، به این معنا نیست که قانون تمام هدایای مصرفی را به طور مطلق از شمول هرگونه مطالبه خارج کرده است. معیار اصلی، ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی و شرایطی است که این ماده برای مطالبه عین یا قیمت هدیه تعیین کرده است.

بر اساس این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای همان وصلت به طرف مقابل یا والدین او داده است مطالبه کند. اما اگر عین هدیه موجود نباشد، مطالبه قیمت فقط درباره هدایایی مطرح می‌شود که عادتاً نگاه داشته می‌شوند؛ و اگر این هدایا بدون تقصیر دریافت کننده تلف شده باشند، قیمت آنها نیز قابل مطالبه نیست.

بنابراین، هدایایی مانند گل، شیرینی و برخی مواد غذایی که ماهیتاً برای مصرف کوتاه مدت تهیه و اهدا می‌شوند، معمولاً در دسته اموالی قرار نمی‌گیرند که عرفاً برای نگهداری حفظ می‌شوند. در نتیجه، اگر چنین هدیه‌ای مصرف شده باشد، نمی‌توان صرفاً با استناد به به هم خوردن نامزدی، قیمت آن را بر اساس ماده ۱۰۳۷ مطالبه کرد.

در مورد عطر باید با دقت بیشتری تفکیک کرد. عطر از نظر ماهیت، مال مصرف شدنی است، اما برخلاف گل و مواد غذایی، ممکن است عرفاً برای مدت طولانی نگهداری شود و عین آن تا زمان پایان نامزدی باقی بماند. بنابراین، نمی‌توان صرفاً با عنوان «مصرف شدنی» گفت عطر همیشه غیرقابل استرداد است. اگر عین عطر موجود باشد و سایر شرایط ماده ۱۰۳۷ وجود داشته باشد، موضوع استرداد عین آن قابل بررسی است؛ اما اگر مصرف شده باشد، مطالبه قیمت آن با محدودیت «عادتاً نگاه داشته شدن» در ماده ۱۰۳۷ مواجه خواهد بود.

در نتیجه، قابل استرداد بودن هدیه را باید بر اساس نوع مال، وضعیت عین آن، نحوه مصرف یا تلف و شرایط ماده ۱۰۳۷ بررسی کرد، نه صرفاً بر اساس اینکه مال در دوران نامزدی هدیه داده شده است.

وضعیت هدایای مصرف شدنی مانند گل، شیرینی، عطر و مواد غذایی

هدایایی مانند گل، شیرینی، میوه و مواد غذایی معمولاً برای مصرف یا استفاده کوتاه مدت تهیه می‌شوند. ویژگی مشترک این اموال آن است که عرفاً هدف از دادن آنها، حفظ و نگهداری خود مال برای مدت طولانی نیست.

به همین دلیل، اگر چنین هدیه‌ای مصرف شده باشد، معمولاً امکان مطالبه قیمت آن بر اساس قسمت مربوط به «هدایایی که عادتاً نگاه داشته می‌شوند» در ماده ۱۰۳۷ وجود ندارد. برای مثال، اگر یکی از نامزدها در دوران نامزدی یک دسته گل یا جعبه شیرینی برای طرف مقابل تهیه کند و این هدیه مصرف شود، پس از به هم خوردن نامزدی نمی‌توان صرفاً به استناد ماده ۱۰۳۷ قیمت گل یا شیرینی مصرف شده را مطالبه کرد.

در مورد مواد غذایی نیز همین منطق مطرح است. غذا، میوه، شیرینی و امثال آن اصولاً با هدف مصرف تهیه می‌شوند و از بین رفتن آنها در جریان استفاده متعارف، با تلف یک مال ماندگار مانند طلا یا سکه یکسان نیست.

با این حال، نباید میان «مصرف شدن هدیه» و «از بین رفتن هدیه ماندگار» خلط کرد. محدودیت ماده ۱۰۳۷ درباره قیمت، ناظر به هدایایی است که عادتاً نگهداری می‌شوند. بنابراین اگر مالی از ابتدا چنین ویژگی‌ای نداشته باشد، مصرف متعارف آن وضعیت متفاوتی با تلف یک مال ماندگار دارد.

عطر وضعیت متفاوتی دارد. عطر از یک سو با استفاده تدریجی مصرف می‌شود، اما از سوی دیگر ممکن است عین آن برای مدتی نگهداری شود. بنابراین اگر شیشه عطر همچنان موجود باشد، باید وضعیت آن با توجه به شرایط ماده ۱۰۳۷ بررسی شود. اما اگر تمام یا بخشی از آن در اثر استفاده معمول مصرف شده باشد، نمی‌توان بدون بررسی ماهیت مال و وضعیت آن، حکم واحدی برای مطالبه قیمت صادر کرد.

همچنین اگر هدیه‌ای مانند عطر، لباس یا وسیله‌ای در دوران نامزدی داده شده و عین آن همچنان موجود است، بحث با حالتی که همان مال کاملاً مصرف یا تلف شده متفاوت خواهد بود. ماده ۱۰۳۷ ابتدا حق مطالبه هدیه را مطرح می‌کند و بحث مطالبه قیمت را برای زمانی مطرح کرده که عین هدیه موجود نباشد و شرایط قانونی آن نیز فراهم باشد.

بنابراین، در یک دعوای استرداد هدایا، باید دقیقاً مشخص شود که خواهان استرداد عین مال را می‌خواهد یا قیمت مالی را که دیگر موجود نیست. این دو وضعیت از نظر شرایط قانونی یکسان نیستند.

تفاوت هدیه ای که ذاتاً مصرف شدنی است با هدیه ای که بعداً تلف شده است

این دو وضعیت از نظر حقوقی تفاوت مهمی دارند.

هدیه ذاتاً مصرف شدنی مالی است که طبیعت و کارکرد آن اقتضا می‌کند با استفاده معمول از بین برود؛ مانند مواد غذایی و بسیاری از اقلام مصرفی. در این موارد، مصرف شدن مال مطابق کارکرد طبیعی آن اتفاق افتاده است. بنابراین نمی‌توان قواعد مربوط به تلف یک مال ماندگار را بدون توجه به ماهیت مال اعمال کرد.

در مقابل، هدیه ماندگاری که بعداً تلف شده است در زمان اهداء قابلیت نگهداری داشته، اما پس از آن به دلیلی از بین رفته است. برای مثال، طلا، سکه یا یک شیء ارزشمند ممکن است در زمان دریافت قابل نگهداری بوده باشد، اما بعداً بر اثر حادثه، تقصیر یا رفتار دیگری از بین رفته باشد.

این تفکیک در ماده ۱۰۳۷ اهمیت دارد؛ زیرا قانونگذار درباره هدایایی که عین آنها موجود نیست، ابتدا معیار «عادتاً نگاه داشته شدن» را مطرح کرده و سپس وضعیت تلف بدون تقصیر را مورد توجه قرار داده است.

برای مثال، اگر یک سکه به عنوان هدیه نامزدی داده شده و پس از به هم خوردن وصلت مشخص شود که سکه دیگر موجود نیست، نمی‌توان بدون بررسی علت فقدان آن، فوراً نتیجه گرفت که قیمت آن قابل مطالبه است. باید مشخص شود که سکه از اموالی است که عرفاً نگهداری می‌شود که در چنین موردی پاسخ معمولاً مثبت است، سپس علت از بین رفتن آن و وجود یا عدم وجود تقصیر دریافت کننده بررسی شود.

اما اگر یک جعبه شیرینی به عنوان هدیه داده شده و دریافت کننده آن را در همان زمان مصرف کرده باشد، وضعیت متفاوت است؛ زیرا شیرینی از ابتدا مالی با ماهیت مصرفی بوده و عرفاً برای نگهداری طولانی مدت داده نمی‌شود.

بنابراین، تلف شدن یک مال ماندگار را نباید با مصرف شدن یک مال مصرفی یکی دانست. در حالت نخست، ماده ۱۰۳۷ در صورت تحقق شرایط مقرر می‌تواند زمینه مطالبه قیمت را فراهم کند؛ در حالت دوم، اصولاً شرط «عادتاً نگاه داشته شدن» درباره مال مصرفی وجود ندارد.

در نهایت، تشخیص قابل استرداد بودن یک هدیه باید بر اساس مجموعه شرایط پرونده انجام شود. ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، معیار اصلی را ارتباط هدیه با وصلت منظور، وضعیت عین هدیه و قابلیت عرفی نگهداری آن قرار داده است. بنابراین نمی‌توان یک فهرست مطلق از «هدایای قابل استرداد» و «هدایای غیرقابل استرداد» ارائه کرد؛ بلکه باید نوع مال و وضعیت واقعی آن در زمان مطالبه بررسی شود.

بله؛ طلا و جواهراتی که در دوران نامزدی و با هدف تحقق ازدواج به طرف مقابل یا والدین او هدیه شده‌اند، در صورت به هم خوردن وصلت و عدم تحقق ازدواج، اصولاً مشمول حکم ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی و قابل استرداد هستند. این ماده مقرر می‌کند که هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف دیگر یا والدین او داده است مطالبه کند. همچنین اگر عین هدیه موجود نباشد، در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، امکان مطالبه قیمت آن وجود دارد؛ مگر اینکه هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد.

بنابراین، طلا، انگشتر، دستبند، گردنبند، گوشواره و سرویس طلا، با توجه به ماهیت آنها که معمولاً از اموال قابل نگهداری هستند، در صورت احراز اینکه هدیه دوران نامزدی برای وصلت بوده است، می‌توانند موضوع دعوای استرداد قرار گیرند.

نکته مهم این است که ماده ۱۰۳۷ ناظر به دوران نامزدی پیش از تحقق نکاح است. بنابراین، صرف اینکه مالی در مقطعی به عنوان هدیه به دیگری داده شده باشد، برای استناد به این ماده کافی نیست؛ باید رابطه آن هدیه با وصلت مورد نظر و وضعیت نامزدی احراز شود. در رویه قضایی نیز میان هدایای دوران نامزدی و هدایایی که پس از وقوع عقد نکاح یا در طول زندگی مشترک داده شده‌اند، تفاوت گذاشته شده است. برای نمونه، در یک رأی دادگاه تجدیدنظر تهران، استناد به ماده ۱۰۳۷ درباره طلا و جواهراتی که پس از وقوع ازدواج و در دوران زندگی مشترک داده شده بود، نادرست تشخیص داده شد.

در نتیجه، اگر نامزدی به ازدواج منتهی نشده باشد و طلا و جواهرات با هدف ازدواج به نامزد یا والدین او داده شده باشد، اصل قانونی بر امکان مطالبه آنها مطابق ماده ۱۰۳۷ است. البته خواهان باید بتواند تعلق هدایا، دریافت آنها توسط طرف مقابل و ارتباط آنها با وصلت مورد نظر را در حد لازم اثبات کند.

شرایط مطالبه عین طلا و جواهرات موجود

مهم‌ترین حالت در دعوای استرداد طلا و جواهرات نامزدی آن است که عین طلا و جواهرات همچنان موجود باشد. در این وضعیت، خواسته اصلی باید ناظر به استرداد خود مال باشد؛ یعنی همان طلا یا جواهر مشخصی که در دوران نامزدی به طرف مقابل داده شده است.

برای مثال، اگر یک انگشتر، گردنبند یا سرویس مشخص طلا در دوران نامزدی به نامزد داده شده و پس از به هم خوردن نامزدی همچنان در اختیار او باشد، مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، اصل بر مطالبه و استرداد عین همان هدیه است.

در این دعوا، صرف ادعای خرید طلا کافی نیست و اثبات اینکه مال مورد مطالبه همان هدیه‌ای است که برای وصلت به طرف مقابل داده شده، اهمیت اساسی دارد. فاکتور خرید، رسید پرداخت، مشخصات درج شده در فاکتور، تصاویر طلا و جواهرات، پیام‌ها و مکاتبات مرتبط، شهادت شهود و سایر ادله قابل استناد، حسب مورد می‌توانند در اثبات موضوع مؤثر باشند.

البته فاکتور خرید به تنهایی لزوماً ثابت نمی‌کند که مال در اختیار طرف مقابل قرار گرفته یا به عنوان هدیه نامزدی به او داده شده است؛ ارزش اثباتی هر دلیل با توجه به مجموع محتویات پرونده توسط مرجع رسیدگی ارزیابی می‌شود.

از سوی دیگر، باید میان هدیه دوران نامزدی و هدیه‌ای که پس از وقوع عقد نکاح داده شده تفکیک کرد. ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی ناظر به وضعیتی است که وصلت مورد نظر هنوز تحقق پیدا نکرده و نامزدی به هم خورده است. بنابراین، اگر ابتدا عقد نکاح واقع شده و سپس زوجین از یکدیگر جدا شده باشند، نمی‌توان صرفاً با استناد به ماده ۱۰۳۷، استرداد طلا و جواهرات داده شده در دوران زندگی مشترک را مطالبه کرد. چنین موضوعی ممکن است تابع قواعد عمومی هبه و شرایط قانونی رجوع از هبه باشد و باید بر اساس منشأ انتقال مال بررسی شود.

از نظر عملی نیز بهتر است خواهان در دادخواست، نوع و مشخصات طلا و جواهرات مورد مطالبه را تا حد امکان دقیق مشخص کند؛ زیرا تعیین اینکه چه مالی موضوع دعواست، هم در رسیدگی قضایی و هم در مرحله اجرای حکم اهمیت دارد.

مطالبه قیمت طلا و جواهر در صورت موجود نبودن عین مال

اگر طلا و جواهرات نامزدی موجود نباشد، ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی میان هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند و سایر هدایا تفاوت گذاشته است. مطابق این ماده، در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، اگر عین هدیه موجود نباشد، شخصی که هدیه را داده است مستحق مطالبه قیمت آن خواهد بود؛ مگر اینکه ثابت شود هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده است.

طلا و جواهرات از نمونه‌های روشن اموالی هستند که عرفاً برای مدت طولانی نگهداری می‌شوند. بنابراین، در صورتی که عین آنها از بین رفته، فروخته یا به هر نحو دیگری موجود نباشد، موضوع می‌تواند از مطالبه عین مال به مطالبه قیمت هدیه تبدیل شود؛ مشروط بر اینکه سایر شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ نیز وجود داشته باشد.

با این حال، صرف موجود نبودن طلا به معنای محکومیت خودکار دریافت کننده به پرداخت قیمت نیست. وضعیت از بین رفتن مال باید بررسی شود. ماده ۱۰۳۷ صراحتاً مقرر کرده است که اگر هدیه بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد، قیمت آن قابل مطالبه نیست. بنابراین، در چنین شرایطی مسئله تقصیر دریافت کننده در تلف شدن مال اهمیت پیدا می‌کند.

برای مثال، اگر ثابت شود طلا در اختیار دریافت کننده بوده و با رفتار او از بین رفته یا بدون دلیل موجه به نحوی منتقل شده که امکان استرداد آن وجود ندارد، امکان مطالبه قیمت، با احراز سایر شرایط قانونی، مطرح خواهد بود. در مقابل، اگر تلف مال بدون تقصیر دریافت کننده اتفاق افتاده باشد، استثنای مقرر در ماده ۱۰۳۷ می‌تواند مانع مطالبه قیمت شود.

همچنین باید توجه داشت که قیمت طلا با عین طلا یکسان نیست و نحوه ارزیابی آن در دعوا اهمیت دارد. خواهان باید خواسته خود را متناسب با وضعیت مال مطرح کند و در صورت اختلاف درباره ارزش، موضوع می‌تواند با توجه به دلایل و عندالاقتضا نظر کارشناس بررسی شود. بنابراین، بهتر است وزن، نوع، مشخصات و ارزش تقریبی طلا و جواهرات تا حد امکان از طریق اسناد و مدارک قابل اثبات باشد.

در مجموع، در استرداد طلا و جواهرات دوران نامزدی، ترتیب حقوقی موضوع چنین است: در صورت وجود عین، اصل بر مطالبه و استرداد همان عین است؛ و اگر عین موجود نباشد، درباره طلایی که عرفاً نگهداری می‌شود، مطالبه قیمت آن طبق ماده ۱۰۳۷ مطرح می‌شود، مگر اینکه تلف شدن مال بدون تقصیر دریافت کننده بوده باشد.

در صورتی که سکه یا وجه نقد برای وصلت منظور و در دوران نامزدی به طرف مقابل یا والدین او هدیه شده باشد، اصل امکان مطالبه هدیه با توجه به ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی وجود دارد؛ اما میان سکه و وجه نقد از نظر امکان مطالبه قیمت در صورت از بین رفتن عین مال تفاوت مهمی وجود دارد.

ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مقرر کرده است که هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف مقابل یا والدین او داده است مطالبه کند. اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون فقط درباره هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، مطالبه قیمت را پذیرفته است؛ آن هم با این استثنا که اگر هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد، قیمت آن قابل مطالبه نیست.

بر این اساس، اگر سکه به عنوان هدیه نامزدی داده شده باشد، با توجه به ماهیت آن که معمولاً برای نگهداری و حفظ ارزش اقتصادی نگهداری می‌شود، در صورت موجود نبودن عین سکه، امکان مطالبه قیمت آن می‌تواند مشمول قسمت دوم ماده ۱۰۳۷ باشد. البته در هر پرونده باید ابتدا اصل هدیه بودن سکه، ارتباط آن با وصلت و دریافت آن توسط طرف مقابل اثبات شود.

در مورد وجه نقد وضعیت متفاوت است. پول نقد معمولاً مالی نیست که مانند طلا، جواهر یا سکه، عرفاً به عنوان مال موضوع نگهداری مستمر حفظ شود؛ بنابراین نمی‌توان صرفاً با استناد به قسمت دوم ماده ۱۰۳۷، در هر موردی که پول هدیه داده شده و بعداً مصرف شده است، قیمت آن را مطالبه کرد. در چنین مواردی، ماهیت پرداخت و قصد طرفین اهمیت پیدا می‌کند و باید بررسی شود که آیا پرداخت واقعاً هدیه برای وصلت بوده یا عنوان حقوقی دیگری داشته است.

همچنین باید میان این وضعیت و رجوع از هبه بر اساس قواعد عمومی هبه تفاوت گذاشت. قانون مدنی در ماده ۷۹۵ هبه را تملیک رایگان مال به دیگری دانسته و در ماده ۸۰۳، اصل امکان رجوع واهب از هبه پس از قبض را با شرایط و استثنائات مشخص پذیرفته است.

بنابراین، در دعوای استرداد سکه و وجه نقد دوران نامزدی، نمی‌توان صرفاً با این استدلال که «این مال هدیه بوده است» نتیجه یکسانی درباره همه اموال گرفت؛ نوع مال، موجود بودن عین، علت پرداخت و ارتباط آن با وصلت منظور، در تعیین حق مطالبه مؤثر است.

شرایط استرداد سکه، وجه نقد و اموال مشابه

برای استرداد سکه یا وجه نقد بر مبنای ماده ۱۰۳۷، نخست باید احراز شود که مال مورد نظر در چارچوب نامزدی و برای وصلت منظور به طرف مقابل یا والدین او داده شده است. بنابراین، هر پرداختی که در دوره آشنایی یا نامزدی انجام شده باشد، الزاماً هدیه موضوع ماده ۱۰۳۷ محسوب نمی‌شود.

در مورد سکه، اگر عین سکه‌ها همچنان موجود باشد، اصل بر امکان مطالبه همان سکه‌هاست. برای مثال، اگر شخصی در دوران نامزدی تعداد مشخصی سکه به نامزد خود هدیه کرده باشد و همان سکه‌ها همچنان موجود باشند، می‌تواند با اثبات شرایط قانونی، استرداد عین آنها را مطالبه کند. ماده ۱۰۳۷ اساساً ابتدا از مطالبه «هدایا» سخن می‌گوید و سپس در فرض موجود نبودن عین، درباره قیمت هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند حکم خاص مقرر کرده است.

اگر سکه‌ها موجود نباشند، باید بررسی شود که آیا با توجه به ماهیت آنها، در زمره اموالی قرار می‌گیرند که عرفاً نگهداری می‌شوند یا خیر. درباره سکه‌های طلا، این ویژگی معمولاً با ماهیت اقتصادی آنها سازگار است و بنابراین، در صورت تحقق سایر شرایط ماده ۱۰۳۷، بحث مطالبه قیمت آنها قابل طرح است.

در مقابل، وجه نقد از نظر عملی با سکه تفاوت دارد. اگر پولی که برای وصلت هدیه شده، مصرف شده باشد، صرف وجود سابق آن و اثبات اینکه مبلغی به طرف مقابل داده شده، لزوماً به معنای استحقاق مطالبه همان مبلغ تحت قسمت دوم ماده ۱۰۳۷ نیست؛ زیرا قانون مطالبه قیمت را به هدایایی اختصاص داده که «عادتاً نگاه داشته می‌شود».

به همین دلیل، در پرونده مربوط به وجه نقد باید با دقت بررسی شود که آیا عین وجه همچنان موجود است و قابل استرداد است یا اینکه وجه مصرف شده و دیگر عین آن وجود ندارد. همچنین باید مشخص شود پرداخت انجام شده دقیقاً چه عنوانی داشته است؛ برای نمونه، پرداخت وجه ممکن است هدیه، قرض، امانت یا پرداخت بابت هزینه خاصی بوده باشد و هر یک آثار حقوقی متفاوتی دارد.

از نظر اثباتی نیز مدارکی مانند رسید بانکی، فیش واریز، پیام‌ها و مکاتبات، نوشته یا رسید دریافت وجه، شهادت شهود و سایر ادله قانونی، حسب مورد می‌توانند برای اثبات پرداخت و عنوان آن مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، رسید انتقال وجه به تنهایی همیشه ثابت نمی‌کند که پرداخت با عنوان هدیه برای وصلت انجام شده است و دادگاه مجموعه ادله و اوضاع و احوال پرونده را بررسی می‌کند.

نکته مهم دیگر آن است که اگر موضوع از قلمرو خاص ماده ۱۰۳۷ خارج شود و رابطه حقوقی طرفین از نوع هبه عادی باشد، قواعد عمومی هبه نیز می‌تواند مطرح شود. مطابق ماده ۷۹۸ قانون مدنی، تحقق هبه اصولاً نیازمند قبول و قبض متهب است و ماده ۸۰۳ نیز شرایط رجوع از هبه پس از قبض و موارد منع رجوع را بیان کرده است.

بنابراین، برای تشخیص امکان استرداد سکه یا وجه نقد، باید ابتدا مشخص شود مبنای حقوقی مطالبه ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی است یا قواعد عمومی هبه؛ زیرا آثار این دو مبنا در برخی وضعیت‌ها یکسان نیست.

تفاوت استرداد عین مال با مطالبه قیمت آن

بین استرداد عین مال و مطالبه قیمت مال تفاوت اساسی وجود دارد. در استرداد عین، خواهان همان مالی را که به عنوان هدیه داده شده مطالبه می‌کند؛ برای مثال، اگر پنج سکه مشخص به عنوان هدیه نامزدی داده شده و همان سکه‌ها موجود باشند، موضوع دعوا می‌تواند استرداد همان سکه‌ها باشد.

اما زمانی که عین هدیه موجود نیست، ماده ۱۰۳۷ تنها درباره هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، مطالبه قیمت را پیش‌بینی کرده است. بنابراین، جایگزین شدن قیمت به جای عین، یک حکم عمومی درباره تمام هدایای دوران نامزدی نیست.

در نتیجه، درباره سکه اگر عین آن موجود نباشد، با توجه به ماهیت و عرف نگهداری آن، امکان مطالبه قیمت آن طبق شرایط ماده ۱۰۳۷ قابل بررسی است. اما درباره وجه نقد مصرف شده، نمی‌توان همین قاعده را بدون بررسی ماهیت مال و شرایط پرونده اعمال کرد.

همچنین ماده ۱۰۳۷ یک استثنای مهم دارد: اگر هدیه‌ای که عین آن موجود نیست، بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد، قیمت آن قابل مطالبه نیست. بنابراین، در فرض مطالبه قیمت، وضعیت تلف مال و تقصیر یا عدم تقصیر دریافت کننده نیز اهمیت پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، نباید افزایش یا کاهش ارزش سکه را با مفهوم «عین مال» اشتباه گرفت. اگر موضوع، مطالبه قیمت سکه‌ای باشد که شرایط قانونی ماده ۱۰۳۷ درباره آن وجود دارد، تعیین میزان قیمت نیازمند بررسی دقیق مبنای مطالبه و وضعیت مال است و در صورت اختلاف می‌تواند نیازمند ارزیابی و تشخیص قضایی باشد.

در نهایت، اگر عین سکه یا مال مورد هدیه موجود باشد، اصل بحث بر استرداد همان عین است؛ اما اگر عین موجود نباشد، مطالبه قیمت فقط در حدودی امکان‌پذیر است که ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مقرر کرده است. بنابراین، درباره سکه و وجه نقد نمی‌توان یک حکم واحد صادر کرد و باید نوع مال، موجود بودن آن، نحوه انتقال، هدف از پرداخت و شرایط به هم خوردن نامزدی را به صورت جداگانه بررسی کرد.

بله، اما مطالبه قیمت هدیه از بین رفته در دوران نامزدی، شرایط مشخصی دارد و درباره همه هدایا به یک شکل اعمال نمی‌شود. مبنای اصلی این موضوع ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی است. مطابق این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف مقابل یا والدین او داده است مطالبه کند و اگر عین هدیه موجود نباشد، نسبت به هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، مستحق مطالبه قیمت است؛ مگر اینکه هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد.

بنابراین برای پاسخ به این سؤال که آیا قیمت هدیه نامزدی که از بین رفته است قابل مطالبه است یا خیر، باید دست کم سه موضوع بررسی شود: نخست، اینکه هدیه واقعاً برای وصلت منظور داده شده باشد؛ دوم، اینکه عین هدیه موجود نباشد؛ و سوم، اینکه هدیه از اموالی باشد که عرفاً نگهداری می‌شوند. در کنار این موارد، چنانچه تلف شدن هدیه بدون تقصیر دریافت کننده باشد، قانون مطالبه قیمت را منتفی می‌داند.

در نتیجه، نمی‌توان گفت هر هدیه‌ای که در دوران نامزدی از بین رفته، الزاماً باید با پرداخت قیمت آن جبران شود. قانون میان نوع هدیه و نحوه از بین رفتن آن تفاوت گذاشته است.

برای مثال، اگر انگشتر، گردنبند یا یک سکه طلا که برای وصلت به نامزد داده شده، دیگر موجود نباشد، با توجه به ماهیت این اموال که معمولاً نگهداری می‌شوند، اصل امکان مطالبه قیمت آنها قابل بررسی است. اما درباره هدیه‌ای که ذاتاً مصرف شدنی بوده یا عرفاً برای نگهداری طولانی مدت مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، نمی‌توان بدون بررسی شرایط، همان حکم را اعمال کرد.

همچنین باید توجه داشت که ماده ۱۰۳۷ درباره هدایای مربوط به دوران نامزدی و پیش از تحقق نکاح است. بنابراین، اگر مالی پس از وقوع عقد نکاح و در دوران زندگی مشترک به عنوان هدیه داده شده باشد، صرف استناد به ماده ۱۰۳۷ برای مطالبه آن صحیح نیست و باید مبنای حقوقی انتقال مال و قواعد مربوط به آن جداگانه بررسی شود.

معیار قانونی «هدایایی که عادتاً نگاه داشته می‌شوند»

عبارت «هدایایی که عادتاً نگاه داشته می‌شوند» در ماده ۱۰۳۷، معیار اصلی برای تشخیص امکان مطالبه قیمت هدیه‌ای است که عین آن دیگر وجود ندارد. قانونگذار نوع خاصی از اموال را مورد حمایت قرار داده و مطالبه قیمت را به هدیه‌ای که عرفاً قابلیت و عادت نگهداری دارد محدود کرده است.

بنابراین، برای تشخیص این موضوع باید به ماهیت مال و عرف نگهداری آن توجه کرد، نه صرفاً ارزش مالی هدیه. برای نمونه، طلا و جواهرات معمولاً اموالی هستند که برای مدت طولانی نگهداری می‌شوند و به همین دلیل، در صورت وجود سایر شرایط قانونی، می‌توانند در محدوده این حکم قرار گیرند. سکه طلا نیز با توجه به ماهیت و کارکرد اقتصادی آن، اصولاً می‌تواند در همین چارچوب بررسی شود.

در مقابل، درباره اموالی که عرفاً برای مصرف یا استفاده کوتاه مدت داده می‌شوند، صرف اینکه دارای ارزش مالی بوده‌اند، لزوماً موجب نمی‌شود در صورت از بین رفتن عین، قیمت آنها طبق ماده ۱۰۳۷ قابل مطالبه باشد.

نکته مهم این است که «عادتاً نگاه داشته شدن» یک معیار عرفی است و نمی‌توان برای تمام پرونده‌ها فهرست ثابتی از اموال ارائه کرد که بدون توجه به شرایط، مشمول ماده ۱۰۳۷ باشند. ماهیت مال، نحوه استفاده معمول از آن و اوضاع و احوال هدیه می‌تواند در تشخیص موضوع مؤثر باشد.

از نظر اثباتی نیز شخصی که مطالبه هدیه را مطرح می‌کند باید بتواند اصل هدیه و ارتباط آن با وصلت منظور را اثبات کند. برای این منظور، حسب مورد، فاکتور خرید، رسید تحویل، تصاویر، پیام‌ها و مکاتبات، شهادت شهود و سایر ادله قابل پذیرش می‌توانند مورد توجه قرار گیرند. البته فاکتور خرید به تنهایی الزاماً اثبات کننده تحویل هدیه به نامزد نیست و ارزش اثباتی آن با توجه به مجموعه دلایل پرونده تعیین می‌شود.

همچنین باید میان استرداد عین هدیه و مطالبه قیمت هدیه تفکیک کرد. تا زمانی که عین هدیه موجود است، حکم ماده ۱۰۳۷ در وهله نخست ناظر به مطالبه خود هدیه است. مطالبه قیمت زمانی مطرح می‌شود که عین هدیه موجود نباشد و مال در گروه هدایایی قرار گیرد که عادتاً نگهداری می‌شوند.

بنابراین، معیار قانونی صرفاً «گران بودن» هدیه یا «قابل تبدیل بودن آن به پول» نیست؛ بلکه عرفاً قابل نگهداری بودن هدیه و سپس وضعیت موجود بودن یا تلف شدن آن اهمیت دارد.

تأثیر تلف شدن هدیه بدون تقصیر گیرنده بر مسئولیت وی

ماده ۱۰۳۷ یک استثنای صریح برای مطالبه قیمت در نظر گرفته است. اگر هدیه‌ای که عین آن موجود نیست، بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد، قیمت آن قابل مطالبه نخواهد بود. بنابراین، صرف اینکه عین هدیه دیگر وجود ندارد، به تنهایی برای مسئول دانستن دریافت کننده و الزام او به پرداخت قیمت کافی نیست.

برای مثال، فرض کنید هدیه‌ای که عرفاً نگهداری می‌شود به نامزد داده شده و پس از دریافت، در اثر حادثه‌ای خارج از اختیار و بدون تقصیر او از بین رفته است. در چنین وضعیتی، اگر شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ وجود داشته باشد، استثنای مقرر در همین ماده می‌تواند مانع مطالبه قیمت شود.

در مقابل، اگر تلف شدن مال ناشی از تقصیر دریافت کننده باشد، نمی‌توان به استثنای مذکور استناد کرد و اصل امکان مطالبه قیمت، با احراز سایر شرایط قانونی، باقی خواهد بود. برای نمونه، اگر دریافت کننده عمداً یا بر اثر بی احتیاطی مؤثر، مال موضوع هدیه را از بین برده باشد، بررسی مسئولیت او در پرداخت قیمت مطرح می‌شود.

البته تشخیص اینکه تلف شدن هدیه «بدون تقصیر» بوده یا با تقصیر دریافت کننده اتفاق افتاده، موضوعی موردی و وابسته به دلایل پرونده است. بنابراین، صرف ادعای دریافت کننده مبنی بر اینکه هدیه از بین رفته است، به تنهایی برای اثبات معافیت او کافی نیست؛ همان طور که صرف ادعای هدیه دهنده درباره تقصیر نیز برای اثبات مسئولیت کافی نخواهد بود.

در اینجا باید به تفاوت میان تلف قهری یا بدون تقصیر و از بین رفتن مال در نتیجه رفتار قابل انتساب به دریافت کننده توجه کرد. در حالت نخست، قانونگذار صراحتاً دریافت کننده را از پرداخت قیمت معاف کرده است؛ اما در حالت دوم، این معافیت وجود ندارد و مطالبه قیمت هدیه، در صورت تحقق سایر شرایط ماده ۱۰۳۷، قابل طرح است.

یک نکته مهم دیگر، فوت یکی از نامزدها است. ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی مقرر کرده است که حکم ماده ۱۰۳۷ درباره رجوع به قیمت، در صورتی که به هم خوردن وصلت ناشی از فوت یکی از نامزدها باشد، اجرا نمی‌شود. بنابراین، در پرونده‌ای که علت عدم تحقق ازدواج فوت یکی از نامزدهاست، باید میان استرداد عین هدیه و مطالبه قیمت تفاوت گذاشت و حکم خاص ماده ۱۰۳۸ را نیز در نظر گرفت.

در نتیجه، از بین رفتن هدیه نامزدی به خودی خود موجب مسئولیت دریافت کننده برای پرداخت قیمت نمی‌شود. اگر هدیه از اموالی باشد که عادتاً نگهداری می‌شوند، اصل امکان مطالبه قیمت آن در صورت موجود نبودن عین وجود دارد؛ اما اگر ثابت شود هدیه بدون تقصیر دریافت کننده تلف شده است، استثنای ماده ۱۰۳۷ مانع مطالبه قیمت خواهد بود. همچنین در صورت فوت یکی از نامزدها، محدودیت خاص ماده ۱۰۳۸ باید مورد توجه قرار گیرد.

اگر یکی از نامزدها پیش از وقوع عقد نکاح فوت کند، حکم استرداد هدایای نامزدی با حالت عادی به هم خوردن نامزدی متفاوت است. ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی به طور خاص مقرر کرده است که حکم ماده ۱۰۳۷ درباره «رجوع به قیمت» در صورتی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، اجرا نمی شود. بنابراین، فوت یکی از نامزدها موجب از بین رفتن امکان مطالبه قیمت هدیه در چارچوب ماده ۱۰۳۷ می شود.

در نتیجه، اگر یکی از نامزدها فوت کند، باید میان عین هدیه موجود و قیمت هدیه ای که عین آن از بین رفته است تفاوت گذاشت. ماده ۱۰۳۸ صراحتاً استثنا را متوجه «رجوع به قیمت» کرده است؛ بنابراین، متن این ماده به صراحت درباره مطالبه قیمت سخن می گوید، نه اینکه تمام آثار مربوط به عین هدایا را به طور کلی منتفی اعلام کند.

برای مثال، اگر پیش از ازدواج یک انگشتر یا سکه به عنوان هدیه نامزدی داده شده و نامزدی به علت فوت یکی از نامزدها به ازدواج منتهی نشده باشد، اگر عین همان هدیه موجود باشد، بحث استرداد عین آن با مسئله مطالبه قیمت مالی که از بین رفته متفاوت است. اما اگر هدیه موجود نباشد، ماده ۱۰۳۸ مانع اعمال حکم ماده ۱۰۳۷ درباره مطالبه قیمت خواهد بود.

البته در چنین پرونده ای باید ابتدا احراز شود که رابطه طرفین واقعاً در مرحله نامزدی و پیش از وقوع عقد نکاح بوده است. ماده ۱۰۳۷ ناظر به هدایایی است که «برای وصلت منظور» در این مرحله داده شده اند و نمی توان صرف وقوع یک رابطه عاطفی یا خانوادگی را برای اعمال این مقررات کافی دانست.

حکم ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی درباره فوت یکی از نامزدها

ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی مقرر می کند:

«مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بهم بخورد مجری نخواهد بود.»

مفهوم این حکم با توجه به ماده ۱۰۳۷ این است که اگر علت به هم خوردن وصلت، فوت یکی از نامزدها باشد، مقرره ماده ۱۰۳۷ درباره مطالبه قیمت هدایایی که عین آنها موجود نیست، قابل اجرا نخواهد بود.

تفاوت این وضعیت با حالت عادی به هم خوردن نامزدی اهمیت زیادی دارد. در ماده ۱۰۳۷، اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون درباره هدایایی که عادتاً نگهداری می شوند، در شرایط مقرر امکان مطالبه قیمت را پیش بینی کرده است. برای نمونه، اگر انگشتر یا سکه ای که برای وصلت هدیه شده از بین رفته باشد، در حالت عادی ممکن است قیمت آن، با رعایت شرایط ماده ۱۰۳۷، مطالبه شود. اما وقتی عدم تحقق ازدواج ناشی از فوت یکی از نامزدهاست، ماده ۱۰۳۸ این امکان را از بین می برد.

بنابراین، علت به هم خوردن نامزدی در تعیین اثر حقوقی هدایا اهمیت دارد. اگر نامزدی به علت انصراف یا به هم زدن وصلت از سوی یکی از طرفین منحل شود، ماده ۱۰۳۷ مبنای بررسی قرار می گیرد؛ اما اگر علت، فوت یکی از نامزدها باشد، حکم خاص ماده ۱۰۳۸ درباره مطالبه قیمت اعمال می شود.

نکته مهم آن است که ماده ۱۰۳۸ فقط درباره «رجوع به قیمت» صحبت کرده است. بنابراین نباید مفاد آن را به گونه ای تفسیر کرد که قانون صراحتاً هر نوع مطالبه عین هدیه را نیز منتفی کرده است. در واقع، از نظر متن قانونی باید میان «موجود بودن عین هدیه» و «عدم وجود عین و مطالبه قیمت آن» تفکیک کرد. برخی منابع حقوقی نیز بر همین تفکیک تأکید کرده اند.

از این رو، اگر هدیه ای همچنان موجود باشد، مسئله استرداد عین آن باید جداگانه و با توجه به متن ماده ۱۰۳۸ و سایر قواعد حاکم بر رابطه حقوقی طرفین بررسی شود؛ اما مطالبه قیمت هدیه ای که عین آن موجود نیست، در فرض فوت یکی از نامزدها، تحت ماده ۱۰۳۷ امکان پذیر نیست.

همچنین نباید حکم ماده ۱۰۳۸ را با مقررات عمومی عقد هبه بدون بررسی دقیق یکسان دانست. مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ مقررات خاصی درباره هدایای داده شده برای وصلت منظور هستند و باید ابتدا قلمرو همین مقررات خاص مشخص شود؛ سپس در صورت خروج موضوع از این قلمرو، قواعد عمومی مربوط به هبه یا سایر عناوین حقوقی بررسی شود.

تفاوت مطالبه عین هدیه با مطالبه قیمت پس از فوت

در فرض فوت یکی از نامزدها، مهم ترین تفاوت میان دو وضعیت این است که اگر عین هدیه موجود باشد، موضوع مطالبه خود مال است؛ اما اگر عین موجود نباشد، موضوع مطالبه قیمت مال خواهد بود و ماده ۱۰۳۸ مانع مطالبه قیمت در چارچوب ماده ۱۰۳۷ می شود.

برای مثال، فرض کنید شخصی در دوران نامزدی یک انگشتر طلا به نامزد خود هدیه داده و سپس نامزد دریافت کننده فوت کرده است. اگر انگشتر همچنان موجود باشد، موضوع می تواند استرداد عین همان انگشتر باشد. اما اگر انگشتر پیش از فوت از بین رفته باشد، نمی توان صرفاً با استناد به ماده ۱۰۳۷، قیمت آن را مطالبه کرد؛ زیرا ماده ۱۰۳۸ صراحتاً حکم ماده ۱۰۳۷ را از حیث رجوع به قیمت در صورت فوت یکی از نامزدها منتفی کرده است.

در اینجا حتی تفاوت میان تلف شدن با تقصیر یا بدون تقصیر دریافت کننده نیز اهمیت سابق را ندارد؛ زیرا ماده ۱۰۳۸ اساساً امکان رجوع به قیمت موضوع ماده ۱۰۳۷ را در فرض فوت منتفی کرده است. بنابراین، استثنای ماده ۱۰۳۷ درباره تلف بدون تقصیر، مربوط به حالتی است که اساساً امکان رجوع به قیمت طبق ماده ۱۰۳۷ وجود داشته باشد؛ در فرض فوت، ماده ۱۰۳۸ ابتدا مانع اعمال حکم رجوع به قیمت می شود.

از طرف دیگر، اگر عین هدیه نزد وراث نامزد فوت شده باقی مانده باشد، مسئله استرداد عین باید با توجه به وضعیت حقوقی مال، شخص دریافت کننده هدیه و قواعد خاص مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ بررسی شود. در چنین پرونده ای نمی توان صرفاً به این دلیل که گیرنده هدیه فوت کرده است، نتیجه گرفت که مال حتماً به وراث تعلق می گیرد یا حتماً باید مسترد شود؛ بلکه باید منشأ انتقال، نوع هدیه، زمان اعطای آن، تحقق یا عدم تحقق عقد نکاح و وضعیت عین مال احراز شود.

همچنین اگر هدیه دهنده فوت کرده باشد، مطالبه احتمالی عین هدیه و سمت اشخاصی که آن را پیگیری می کنند باید با توجه به وضعیت ترکه و حقوق ورثه بررسی شود. در هر حال، ماده ۱۰۳۸ ملاک اصلی را «فوت یکی از نامزدها» و اثر آن بر رجوع به قیمت قرار داده است و نباید صرفاً به اینکه کدام یک از نامزدها فوت کرده است، حکم متفاوتی بدون مبنای قانونی نسبت داد.

در نتیجه، می توان وضعیت را به صورت روشن چنین جمع بندی کرد: فوت یکی از نامزدها، امکان مطالبه قیمت هدیه ای را که عین آن موجود نیست، بر مبنای ماده ۱۰۳۷ از بین می برد؛ اما متن ماده ۱۰۳۸ مستقیماً درباره «رجوع به قیمت» است و نه نفی صریح هرگونه بحث درباره عین موجود هدیه. بنابراین، در صورت موجود بودن عین، باید موضوع استرداد خود مال را جداگانه و بر اساس مقررات قابل اعمال بررسی کرد.

هدایایی که در دوران نامزدی و پیش از وقوع عقد نکاح داده شده‌اند، اگر نامزدی به ازدواج منتهی شود، دیگر اصولاً مشمول مقررات خاص ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی درباره به هم خوردن وصلت نیستند. پس از وقوع عقد نکاح، برای بررسی امکان پس گرفتن چنین هدیه‌ای باید به ماهیت حقوقی آن و در صورت تحقق عقد هبه، به قواعد عمومی هبه در قانون مدنی مراجعه کرد. ماده ۱۰۳۷ صراحتاً ناظر به حالتی است که «در صورت به هم خوردن وصلت منظور» هدایا مطالبه شوند؛ بنابراین قلمرو آن با وقوع نکاح متفاوت می‌شود.

به بیان ساده، باید میان دو مرحله تفکیک کرد:

  • پیش از عقد نکاح: هدایایی که برای وصلت منظور داده شده‌اند، در صورت به هم خوردن وصلت، تحت شرایط ماده ۱۰۳۷ بررسی می‌شوند.
  • پس از وقوع عقد نکاح: استرداد هدیه تابع مقررات خاص هدایای نامزدی نیست و در صورت وجود شرایط، قواعد عمومی هبه قابل بررسی است.
  • هدایایی که پس از عقد و در دوران زندگی مشترک داده شده‌اند: نیز اصولاً باید بر اساس عنوان حقوقی انتقال مال، به ویژه قواعد هبه، بررسی شوند و نمی‌توان صرفاً به ماده ۱۰۳۷ استناد کرد.

بنابراین، وقوع عقد نکاح یک نقطه مهم در تشخیص مقررات حاکم بر استرداد هدیه است. اگر شخصی پس از عقد ازدواج از پس دادن هدیه‌ای مانند طلا، سکه، ساعت یا سایر اموال خودداری کند، ابتدا باید مشخص شود که هدیه در چه زمانی، با چه قصدی و تحت چه عنوانی منتقل شده است.

در این وضعیت، نباید این تصور ایجاد شود که با وقوع عقد، مالکیت تمام هدایای قبلی خودبه‌خود به هدیه‌دهنده بازمی‌گردد. هبه، در صورت تحقق شرایط قانونی، موجب تملیک مال به صورت مجانی است و قانون مدنی برای رجوع از آن مقررات مشخصی وضع کرده است. ماده ۷۹۵ قانون مدنی هبه را تملیک رایگان مال به دیگری تعریف می‌کند و ماده ۷۹۸ تحقق هبه را منوط به قبول و قبض متهب می‌داند.

بنابراین، پس از عقد باید بررسی شود که آیا هبه به طور صحیح واقع شده، عین مال همچنان موجود است و هیچ یک از موانع رجوع از هبه وجود ندارد یا خیر.

تفاوت نامزدی قبل از عقد با دوران پس از وقوع نکاح

ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی یک حکم خاص درباره هدایایی است که برای وصلت منظور میان نامزدها یا به والدین آنها داده شده و سپس وصلت به هم خورده است. در این حالت، قانونگذار تحت شرایط مقرر، حق مطالبه هدیه یا در موارد مشخص قیمت آن را پیش‌بینی کرده است.

اما پس از اینکه عقد نکاح واقع شد، دیگر نمی‌توان وضعیت زوجین را صرفاً «نامزدی» تلقی کرد. در نتیجه، اگر زن و شوهر بعد از عقد اختلاف پیدا کنند یا حتی پس از مدتی از یکدیگر جدا شوند، استرداد هدایایی که در دوران عقد یا زندگی مشترک داده شده‌اند، به طور خودکار تابع ماده ۱۰۳۷ نخواهد بود.

برای مثال، اگر مرد پیش از عقد و برای تحقق ازدواج، انگشتری به نامزد خود داده باشد و سپس ازدواج انجام شود، بعد از وقوع عقد نمی‌توان صرفاً با استناد به ماده ۱۰۳۷ و با این استدلال که «نامزدی تمام شده است» استرداد انگشتر را مطالبه کرد. همچنین اگر پس از عقد، یکی از زوجین به دیگری سکه یا طلایی هدیه کند، استرداد آن نیز نیازمند بررسی قواعد عمومی حاکم بر هبه است.

این تفکیک از آن جهت اهمیت دارد که ماده ۱۰۳۷ یک مقرره خاص درباره مرحله پیش از ازدواج و به هم خوردن وصلت است، در حالی که مواد ۷۹۵ به بعد قانون مدنی، قواعد عمومی عقد هبه را بیان می‌کنند. بنابراین، با وقوع نکاح، برای بررسی استرداد هدایا باید عنوان حقوقی انتقال مال مشخص شود.

از سوی دیگر، اگر هدیه‌ای در دوران نامزدی داده شده ولی پس از آن عقد نکاح واقع شده است، نمی‌توان بدون بررسی قصد طرفین و وضعیت حقوقی هدیه، نتیجه گرفت که عقد نکاح به تنهایی موجب ایجاد حق رجوع یا مانع قطعی رجوع شده است. موضوع باید از منظر قواعد هبه و شرایط ماده ۸۰۳ بررسی شود.

این مسئله به ویژه درباره هدایای ارزشمند مانند طلا، سکه و جواهرات اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است عین مال هنوز موجود باشد و در ظاهر امکان رجوع از هبه مطرح شود، اما یکی از موانع قانونی رجوع وجود داشته باشد.

همچنین اگر عقد نکاح بعداً با طلاق پایان پیدا کند، طلاق به خودی خود موجب بازگشت هدایای داده شده به مالک قبلی نمی‌شود. برای مطالبه چنین اموالی باید مبنای قانونی مشخصی مانند وجود شرایط رجوع از هبه احراز شود. این موضوع با مقررات خاص ماده ۱۰۳۷ درباره نامزدی که به ازدواج منتهی نشده، تفاوت دارد.

بررسی امکان رجوع از هبه بر اساس قواعد عمومی قانون مدنی

پس از وقوع عقد نکاح، اگر هدیه از نظر حقوقی هبه محسوب شود، امکان رجوع از آن باید بر اساس مواد ۷۹۵ به بعد قانون مدنی بررسی شود. مطابق ماده ۷۹۵، هبه عبارت است از اینکه یک شخص مالی را به صورت مجانی به دیگری تملیک کند. همچنین مطابق ماده ۷۹۸، هبه بدون قبول و قبض متهب واقع نمی‌شود.

مهم‌ترین حکم در این زمینه ماده ۸۰۳ قانون مدنی است. مطابق این ماده، پس از قبض نیز واهب، با باقی بودن عین موهوبه اصولاً می‌تواند از هبه رجوع کند؛ اما قانونگذار چند استثنا مقرر کرده است. از جمله اینکه اگر متهب پدر، مادر یا اولاد واهب باشد، هبه قابل رجوع نیست؛ همچنین در هبه معوض، در صورتی که عوض داده شده باشد، رجوع امکان‌پذیر نیست. خارج شدن عین موهوبه از مالکیت متهب یا تعلق حق غیر به آن و نیز ایجاد تغییر در عین موهوبه نیز از دیگر موانع مقرر در ماده ۸۰۳ هستند.

بنابراین، اگر یکی از زوجین پس از عقد بخواهد هدیه‌ای مانند طلا یا سکه را پس بگیرد، نمی‌توان صرفاً با اثبات اینکه «این مال را من هدیه داده‌ام» حکم به استرداد داد. باید بررسی شود:

  1. آیا انتقال مال واقعاً به عنوان هبه انجام شده است؟
  2. آیا هبه با قبول و قبض تحقق پیدا کرده است؟
  3. آیا عین مال هنوز موجود است؟
  4. آیا مال از مالکیت متهب خارج شده یا متعلق حق شخص دیگری قرار گرفته است؟
  5. آیا در عین موهوبه تغییری ایجاد شده است؟
  6. آیا هبه معوض بوده و عوض آن پرداخت شده است؟
  7. آیا متهب از اشخاصی است که ماده ۸۰۳ رجوع از هبه به آنان را ممنوع کرده است؟

برای مثال، اگر شخصی پس از عقد نکاح یک قطعه طلا را به همسر خود هبه کرده باشد و عین آن همچنان موجود باشد، در صورت فقدان موانع ماده ۸۰۳، اصل امکان رجوع از هبه قابل بررسی است. اما اگر عین طلا از بین رفته یا تغییر اساسی کرده باشد، دیگر نمی‌توان بدون توجه به مقررات ماده ۸۰۳، همان حق را برای واهب فرض کرد.

در همین زمینه، اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۲/۷۹ مورخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۴ نیز در بررسی یکی از استثنائات ماده ۸۰۳، بر این مبنا تأکید کرده که اصل بر قابلیت رجوع از هبه است مگر در موارد استثنایی مقرر در همان ماده. این نظریه البته درباره شمول عنوان «اولاد» در بند نخست ماده ۸۰۳ صادر شده و نباید آن را به موضوع استرداد هدایای نامزدی یا همه اختلافات زوجین تعمیم داد.

نکته مهم دیگر، ماده ۸۰۵ قانون مدنی است که مقرر می‌کند پس از فوت واهب یا متهب، رجوع ممکن نیست. بنابراین، در بررسی رجوع از هبه باید وضعیت حیات طرفین نیز در زمان اعمال حق رجوع مورد توجه قرار گیرد.

در نتیجه، هدایای دوران عقد و پس از عقد را نمی‌توان صرفاً با عنوان «هدیه نامزدی» و بر اساس ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مطالبه کرد. پس از وقوع نکاح، در صورتی که مال به عنوان هبه منتقل شده باشد، اصل موضوع تحت قواعد عمومی هبه قرار می‌گیرد و امکان رجوع باید با توجه به مواد ۷۹۵ تا ۸۰۷ قانون مدنی، به ویژه ماده ۸۰۳، بررسی شود. بنابراین، وجود یا عدم وجود عین مال و تحقق هر یک از موانع قانونی رجوع، در نتیجه دعوا نقش اساسی دارد.

در دعاوی مربوط به استرداد هدایای نامزدی، تشخیص شرایط قانونی استرداد، بررسی نوع و ارزش هدایا، مدارک موجود و وضعیت رابطه نامزدی اهمیت دارد. اگر درباره امکان استرداد هدایا یا نحوه پیگیری حقوقی آن اختلافی ایجاد شده باشد، وکیل خانواده می تواند با بررسی مدارک و شرایط پرونده، مسیر قانونی مناسب برای پیگیری موضوع را مشخص کند.

بله. ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی صراحتاً امکان مطالبه هدایایی را که یکی از نامزدها برای وصلت منظور به پدر یا مادر نامزد دیگر داده است، پیش‌بینی کرده است. بنابراین، صرف اینکه هدیه مستقیماً به خود نامزد داده نشده و به پدر یا مادر او تحویل شده باشد، مانع استرداد آن نیست؛ البته باید شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ وجود داشته باشد.

بر اساس این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است، مطالبه کند. بنابراین، قانونگذار به طور مشخص «ابوین» نامزد را نیز در کنار خود نامزد مورد توجه قرار داده است. در نتیجه، برای مثال اگر یکی از نامزدها پیش از ازدواج، به مناسبت ازدواج آینده، سرویس طلا، ساعت، وسیله ارزشمند یا مال دیگری را به پدر یا مادر نامزد خود هدیه کرده باشد، اصل امکان مطالبه آن در صورت برهم خوردن وصلت وجود دارد.

البته هر هدیه‌ای که در طول آشنایی یا رفت‌وآمد خانوادگی به پدر و مادر نامزد داده شده باشد، الزاماً مشمول ماده ۱۰۳۷ نیست. رابطه هدیه با «وصلت منظور» باید احراز شود. به عبارت دیگر، باید مشخص باشد که هدیه با هدف و مناسبت ازدواج آینده و در ارتباط با آن وصلت داده شده است، نه اینکه یک هدیه معمول خانوادگی یا مناسبتی مستقل بوده باشد.

از سوی دیگر، ماده ۱۰۳۷ میان وجود یا عدم وجود عین هدیه تفاوت گذاشته است. اگر عین هدیه موجود باشد، امکان مطالبه همان مال وجود دارد. اگر عین هدیه موجود نباشد، قانون در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، مطالبه قیمت را نیز پذیرفته است؛ مگر اینکه هدیه بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.

بنابراین، در دعوای استرداد هدیه از پدر یا مادر نامزد، صرف اثبات اینکه مالی به آنان داده شده کافی نیست؛ خواهان باید بتواند وقوع هدیه، ارتباط آن با وصلت منظور و در صورت مطالبه قیمت، شرایط مقرر قانونی درباره مال موردنظر را اثبات کند.

شمول ماده ۱۰۳۷ نسبت به هدایای داده شده به ابوین نامزد

شمول ماده ۱۰۳۷ نسبت به هدایایی که به پدر و مادر نامزد داده شده، از عبارت صریح قانون قابل استنباط است. قانونگذار در این ماده از عبارت «طرف دیگر یا ابوین او» استفاده کرده و بنابراین، دامنه حکم را صرفاً به هدیه‌ای که مستقیماً به نامزد داده شده محدود نکرده است.

نکته مهم این است که ماده ۱۰۳۷ حق مطالبه را برای هر یک از نامزدها ایجاد کرده است، نه برای والدین نامزدها. یعنی اگر شخصی در دوران نامزدی مالی را برای وصلت منظور به پدر یا مادر نامزد خود داده باشد و بعد وصلت به هم بخورد، شخص اهداکننده می‌تواند در حدود شرایط ماده ۱۰۳۷، استرداد آن را مطالبه کند.

برای مثال، فرض کنید مردی پیش از ازدواج، به مناسبت وصلت آینده، یک وسیله ارزشمند را به پدر نامزد خود هدیه کرده باشد. اگر ازدواج انجام نشود و نامزدی به هم بخورد، اصل امکان استناد به ماده ۱۰۳۷ وجود دارد؛ زیرا قانون، ابوین نامزد را نیز صراحتاً در حکم خود گنجانده است.

با این حال، باید میان هدایای موضوع ماده ۱۰۳۷ و هدایای معمولی که میان اعضای دو خانواده رد و بدل می‌شود تفاوت گذاشت. ماده ۱۰۳۷ ناظر به هدایایی است که «برای وصلت منظور» داده شده‌اند. بنابراین، هدایایی مانند هدیه تولد، عیدی، سوغات یا هدیه‌ای که بدون ارتباط مشخص با ازدواج آینده به پدر یا مادر نامزد داده شده باشد، صرفاً به دلیل وقوع نامزدی و سپس برهم خوردن آن، لزوماً مشمول این حکم نیست.

همچنین ماده ۱۰۳۸ وضعیت خاصی را در نظر گرفته است. مطابق این ماده، اگر وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد، حکم ماده ۱۰۳۷ از حیث رجوع به قیمت هدایا اجرا نمی‌شود. بنابراین، در چنین حالتی نمی‌توان بدون توجه به حکم خاص ماده ۱۰۳۸، همان نتیجه‌ای را که در سایر موارد برهم خوردن نامزدی وجود دارد، درباره مطالبه قیمت هدایا اعمال کرد.

در نتیجه، برای استرداد هدیه‌ای که به پدر یا مادر نامزد داده شده، باید سه موضوع اصلی از یکدیگر تفکیک شود: گیرنده هدیه می‌تواند یکی از ابوین نامزد باشد، هدیه باید برای وصلت منظور داده شده باشد و برهم خوردن وصلت نیز باید محقق شده باشد. پس از احراز این شرایط، آثار مربوط به موجود بودن عین یا امکان مطالبه قیمت، مطابق ماده ۱۰۳۷ بررسی می‌شود.

شرایط اثبات اینکه هدیه برای وصلت منظور به خانواده نامزد داده شده است

مهم‌ترین مسئله عملی در چنین دعوایی، اثبات این موضوع است که هدیه واقعاً برای وصلت منظور به پدر یا مادر نامزد داده شده است. مطابق ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی، کسی که مدعی حقی است، باید آن را اثبات کند و ماده ۱۲۵۸ نیز اقرار، اسناد کتبی، شهادت، امارات و قسم را از ادله اثبات دعوا برشمرده است.

بنابراین، در دعوای استرداد هدیه از والدین نامزد، خواهان باید بتواند رابطه میان هدیه و وصلت موردنظر را برای دادگاه اثبات کند. صرف وجود فاکتور خرید مال به نام خواهان، به تنهایی لزوماً ثابت نمی‌کند که مال برای وصلت منظور به پدر یا مادر نامزد هدیه شده است. فاکتور می‌تواند مالکیت اولیه یا خرید مال را نشان دهد، اما موضوع دیگری که باید احراز شود، علت و مناسبت انتقال مال به گیرنده است.

برای اثبات این ارتباط، بسته به شرایط پرونده، ممکن است مجموعه‌ای از دلایل مورد استفاده قرار گیرد؛ از جمله:

  • فاکتور یا سند خرید مال که مشخصات آن را نشان دهد؛
  • رسید یا مدرکی که تحویل مال به پدر یا مادر نامزد را نشان دهد؛
  • پیام‌ها و مکاتباتی که در آنها درباره هدیه و مناسبت ازدواج صحبت شده است؛
  • اقرار گیرنده هدیه یا سایر اشخاص مرتبط؛
  • شهادت اشخاصی که هنگام تحویل هدیه حضور داشته‌اند؛
  • قرائن و اوضاع و احوالی که ارتباط هدیه با ازدواج آینده را نشان دهد؛
  • عکس یا سایر اسناد قابل استناد درباره مراسم یا مناسبت تحویل هدیه، در صورتی که بتواند در کنار سایر دلایل، وقوع و سبب آن را اثبات کند.

البته هیچ‌یک از این موارد به تنهایی و در همه پرونده‌ها دلیل قطعی محسوب نمی‌شود و ارزش اثباتی هر دلیل به شرایط پرونده و نحوه ارائه آن بستگی دارد. مطابق ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی نیز اصل برائت است و شخصی که مدعی وجود حق یا دین بر عهده دیگری است، باید ادعای خود را اثبات کند.

از نظر عملی، وجود قرائن متعدد و هماهنگ می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. برای مثال، اگر فاکتور خرید یک وسیله ارزشمند، پیام‌های مربوط به مراسم ازدواج و شهادت اشخاص حاضر در زمان تحویل مال، همگی نشان دهند که مال به مناسبت ازدواج آینده به مادر نامزد داده شده است، مجموعه این دلایل می‌تواند در احراز موضوع مؤثر باشد.

در مقابل، اگر مالی در یک مناسبت خانوادگی عادی به پدر یا مادر نامزد داده شده باشد و هیچ دلیل یا قرینه‌ای وجود نداشته باشد که آن را به «وصلت منظور» مرتبط کند، استناد صرف به برهم خوردن نامزدی برای استرداد آن کافی نیست.

بنابراین، معیار اصلی، اثبات ارتباط واقعی هدیه با وصلت منظور است، نه صرفاً اینکه گیرنده هدیه پدر یا مادر نامزد بوده باشد. در رسیدگی قضایی نیز خواهان باید ادعای خود را با ادله قابل قبول اثبات کند و دادگاه می‌تواند برای کشف حقیقت، اقدامات و تحقیقات لازم را انجام دهد.

اصل بر این است که اگر ازدواج واقع شده و سپس زوجین طلاق گرفته‌اند، دیگر نمی‌توان صرفاً با استناد به ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هدایای دوران نامزدی را پس گرفت. علت این است که ماده ۱۰۳۷ ناظر به حالتی است که «وصلت منظور» به هم خورده باشد؛ یعنی رابطه نامزدی به ازدواج منتهی نشده باشد. این ماده مقرر می‌کند هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور، می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف دیگر یا ابوین او داده است مطالبه کند.

بنابراین، باید میان برهم خوردن نامزدی پیش از وقوع عقد نکاح و طلاق پس از وقوع عقد نکاح تفاوت قائل شد. اگر عقد ازدواج انجام نشده باشد، شرایط ماده ۱۰۳۷ می‌تواند مطرح شود؛ اما اگر نکاح واقع شده و بعداً با طلاق پایان یافته باشد، رابطه حقوقی زوجین دیگر صرفاً در مرحله نامزدی قرار ندارد و استرداد هدایا باید بر اساس قواعد عمومی هبه و سایر مقررات مربوط بررسی شود.

در نتیجه، طلاق به خودی خود موجب ایجاد حق استرداد تمام هدایایی که در دوران نامزدی یا زندگی مشترک داده شده‌اند نیست. برای مطالبه چنین مالی باید مشخص شود هدیه از نظر حقوقی چه ماهیتی داشته، به چه کسی داده شده، آیا عقد هبه محقق شده است، قبض صورت گرفته یا خیر و آیا مطابق قانون امکان رجوع از هبه وجود دارد یا خیر.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که مطابق ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هبه عبارت از تملیک رایگان مال به دیگری است. بنابراین، در صورت تحقق هبه، اصل بر انتقال مال به متهب است و بازپس گیری آن نیازمند وجود مبنای قانونی برای رجوع یا استرداد خواهد بود.

برای مثال، اگر شخصی قبل از ازدواج یک قطعه طلا را به نامزد خود هدیه داده و سپس ازدواج واقع شده باشد، صرف وقوع طلاق پس از چند سال، به تنهایی باعث نمی‌شود ماده ۱۰۳۷ قابل استناد برای پس گرفتن طلا باشد. در چنین وضعیتی باید شرایط رجوع از هبه طبق مقررات مربوط بررسی شود.

از سوی دیگر، اگر عقد نکاح اساساً واقع نشده باشد و نامزدی به هم خورده باشد، وضعیت متفاوت است. در این حالت، ماده ۱۰۳۷ مستقیماً قابل بررسی است و در صورت وجود شرایط قانونی، عین هدیه یا در موارد مقرر قیمت آن قابل مطالبه خواهد بود.

بنابراین، پاسخ دقیق به این سؤال وابسته به زمان و وضعیت حقوقی رابطه طرفین است:

  • قبل از عقد و با به هم خوردن نامزدی: ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی می‌تواند مبنای استرداد هدایا باشد.
  • بعد از وقوع عقد و طلاق: ماده ۱۰۳۷ مبنای مستقیم استرداد نیست و باید قواعد هبه و سایر مبانی قانونی بررسی شود.
  • هدایای دوران زندگی مشترک: صرف وقوع طلاق موجب استرداد آنها نمی‌شود و باید وضعیت هر هدیه به صورت مستقل بررسی شود.

تفاوت حقوقی هدایای قبل از عقد با هدایای دوران زندگی مشترک

تفاوت اصلی در این است که هدایای پیش از عقد، در صورت به هم خوردن نامزدی بدون وقوع ازدواج، می‌توانند تحت شرایط ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی قرار گیرند؛ اما هدایایی که پس از وقوع نکاح داده شده‌اند، اصولاً تابع قواعد عمومی هبه هستند.

ماده ۱۰۳۷ یک حکم خاص درباره دوران پیش از ازدواج است. مطابق این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف دیگر یا ابوین او داده است مطالبه کند. اگر عین هدیه موجود نباشد نیز در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، قانون در شرایط مقرر مطالبه قیمت را پذیرفته است.

در مقابل، پس از وقوع نکاح، رابطه طرفین از وضعیت «نامزدی» خارج شده و آثار زوجیت ایجاد می‌شود. بنابراین، اگر یکی از زوجین در طول زندگی مشترک مالی را به دیگری هدیه کند، برای بازپس گیری آن نمی‌توان صرفاً به این استدلال متوسل شد که ازدواج بعداً به طلاق منتهی شده است.

در این وضعیت، باید به قواعد هبه مراجعه کرد. ماده ۷۹۵ قانون مدنی هبه را عقدی می‌داند که به موجب آن، یک نفر مالی را مجاناً به دیگری تملیک می‌کند. همچنین ماده ۸۰۳ اصل امکان رجوع واهب از هبه پس از قبض را، با وجود شرایط قانونی، پذیرفته و در عین حال مواردی را نیز به عنوان استثنا بر امکان رجوع مقرر کرده است. از جمله این موارد، هبه به پدر، مادر یا اولاد واهب، هبه معوض در صورت پرداخت عوض و مواردی است که عین موهوبه از مالکیت متهب خارج شده یا در آن تغییر ایجاد شده باشد.

بنابراین، طلاق را نباید با سبب قانونی رجوع از هبه یکی دانست. طلاق ممکن است موجب پایان رابطه زوجیت شود، اما به خودی خود عقد هبه‌ای را که قبلاً واقع شده از بین نمی‌برد.

برای نمونه، اگر شوهر در دوران نامزدی و پیش از عقد، یک ساعت گران قیمت را برای ازدواج آینده به همسر آینده خود هدیه کند و قبل از ازدواج نامزدی به هم بخورد، موضوع می‌تواند در چارچوب ماده ۱۰۳۷ بررسی شود. اما اگر همان مال پس از وقوع عقد نکاح و در دوران زندگی مشترک به عنوان هدیه داده شده باشد، در صورت طلاق، استرداد آن نیازمند بررسی مقررات هبه و شرایط رجوع است.

همچنین باید توجه داشت که عنوان عرفی «هدیه» به تنهایی برای تعیین نتیجه حقوقی کافی نیست. باید بررسی شود که آیا انتقال مال واقعاً به عنوان هبه انجام شده یا اینکه مال برای هدف دیگری در اختیار طرف مقابل قرار گرفته است. ماهیت حقوقی عمل، نحوه انتقال، قصد طرفین و وضعیت مال می‌تواند در نتیجه دعوا مؤثر باشد.

از نظر اثباتی نیز شخصی که مدعی وجود حق است باید ادعای خود را اثبات کند. ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی این اصل را بیان کرده و ماده ۱۲۵۸ نیز اقرار، اسناد کتبی، شهادت، امارات و قسم را در زمره ادله اثبات دعوا قرار داده است.

بررسی امکان استرداد هدایا پس از وقوع نکاح و جدایی زوجین

پس از وقوع نکاح و سپس طلاق، استرداد هدایا به صورت خودکار امکان پذیر نیست؛ بلکه باید مبنای حقوقی مطالبه مشخص شود. مهم‌ترین مبنای قابل بررسی در مورد هدایای واقعی، مقررات عقد هبه و به ویژه قواعد مربوط به رجوع از هبه است.

مطابق ماده ۸۰۳ قانون مدنی، پس از قبض نیز واهب می‌تواند با بقای عین موهوبه از هبه رجوع کند، مگر در مواردی که قانون استثنا کرده است. بنابراین، اگر یکی از زوجین در دوران زندگی مشترک مالی را به دیگری هبه کرده باشد، امکان رجوع از هبه باید با توجه به شرایط همین ماده و وضعیت فعلی مال بررسی شود.

برای مثال، اگر مالی که هبه شده همچنان موجود باشد، متهب مالک آن باشد و هیچ یک از موانع قانونی رجوع وجود نداشته باشد، اصل امکان رجوع از هبه قابل بررسی است. اما اگر مال از مالکیت متهب خارج شده باشد، متعلق حق شخص ثالث قرار گرفته باشد یا در خود مال تغییر ایجاد شده باشد، یکی از موانع مقرر در ماده ۸۰۳ ممکن است مانع رجوع شود.

در مقابل، اگر مال موردنظر در زمره مواردی قرار گیرد که قانون رجوع از هبه را ممنوع کرده است، صرف طلاق نمی‌تواند این مانع قانونی را از بین ببرد. به همین دلیل، بررسی هر هدیه باید به صورت مستقل و بر اساس وضعیت همان مال انجام شود.

نکته مهم دیگر این است که ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی را نباید پس از وقوع نکاح و طلاق، صرفاً به دلیل اینکه هدیه در زمان نامزدی داده شده است، به طور خودکار اعمال کرد. حکم این ماده درباره «به هم خوردن وصلت منظور» تنظیم شده است و فلسفه آن ناظر به هدایایی است که در مسیر ازدواج آینده داده شده‌اند، در حالی که با وقوع نکاح، وصلت موردنظر تحقق یافته است. ماده ۱۰۳۸ نیز نشان می‌دهد که مقررات مواد مربوط به هدایای نامزدی ناظر به وضعیت خاص پیش از تحقق ازدواج است.

بنابراین، در پرونده‌ای که ابتدا نامزدی انجام شده، سپس عقد نکاح واقع شده و در نهایت زوجین طلاق گرفته‌اند، برای تعیین امکان استرداد هدیه باید دست کم این موارد بررسی شود:

  1. هدیه چه زمانی داده شده است؟ قبل از عقد یا پس از وقوع نکاح؟
  2. گیرنده هدیه چه کسی بوده است؟ نامزد، همسر یا یکی از ابوین نامزد؟
  3. هدیه با چه عنوان و قصدی منتقل شده است؟
  4. آیا هبه تحقق یافته و قبض صورت گرفته است؟
  5. آیا عین مال هنوز موجود است؟
  6. آیا یکی از موانع قانونی رجوع از هبه وجود دارد؟
  7. آیا دلیل قابل استنادی برای اثبات انتقال و ماهیت آن وجود دارد؟

در نتیجه، وقوع طلاق به تنهایی حق استرداد هدایای دوران نامزدی یا زندگی مشترک را ایجاد نمی‌کند. اگر هدیه پیش از عقد و در شرایطی داده شده باشد که نامزدی بدون ازدواج به هم خورده است، ماده ۱۰۳۷ می‌تواند مبنای مطالبه باشد؛ اما اگر ابتدا عقد نکاح واقع شده و سپس طلاق اتفاق افتاده باشد، موضوع باید بر اساس ماهیت حقوقی هدیه و قواعد هبه، به ویژه مقررات رجوع از هبه، ارزیابی شود

در دعوای استرداد هدایای نامزدی، خواهان باید بتواند اصل انتقال هدیه، گیرنده آن، ارتباط هدیه با وصلت منظور و در صورت لزوم مالکیت یا منشأ مالکیت خود نسبت به مال را با دلایل قابل قبول اثبات کند. مطابق ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی، هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و ماده ۱۲۵۸ نیز اقرار، اسناد کتبی، شهادت، امارات و قسم را از ادله اثبات دعوا دانسته است.

در خصوص هدایای نامزدی، ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی حکم خاصی دارد. به موجب این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت منظور به طرف دیگر یا ابوین او داده است مطالبه کند. بنابراین، برای موفقیت در چنین دعوایی صرف اثبات اینکه مالی در دوران نامزدی خریداری شده کافی نیست؛ باید شرایط قانونی استرداد هدیه نیز احراز شود.

برای مثال، اگر شخصی مدعی باشد یک قطعه طلا را برای ازدواج آینده به نامزد خود هدیه داده است، بهتر است بتواند علاوه بر فاکتور خرید، دلایلی درباره تحویل طلا به نامزد، تعلق خرید به خود او و ارتباط این هدیه با وصلت موردنظر ارائه کند. اگر فاکتور صرفاً نشان دهد که شخصی مالی را خریداری کرده است، لزوماً به تنهایی اثبات نمی‌کند که همان مال به عنوان هدیه برای ازدواج به طرف مقابل منتقل شده است.

از نظر حقوقی نیز باید میان خرید مال و انتقال آن به عنوان هدیه تفاوت گذاشت. فاکتور خرید ممکن است خرید مال توسط خواهان را اثبات کند، اما موضوع تحویل و هبه شدن آن نیازمند بررسی دلایل و قرائن دیگر است.

همچنین باید توجه داشت که ماده ۱۰۳۷ درباره وضعیت خاص به هم خوردن وصلت منظور صحبت می‌کند. بنابراین، اگر عقد نکاح واقع شده باشد، موضوع دیگر صرفاً در چارچوب ماده ۱۰۳۷ بررسی نمی‌شود و باید قواعد مربوط به هبه و سایر مبانی احتمالی مطالبه مال نیز مورد توجه قرار گیرد.

نقش فاکتور خرید، رسید بانکی، پیام‌ها، تصاویر و شهادت شهود

فاکتور خرید، رسید بانکی، پیام‌ها، تصاویر و شهادت شهود می‌توانند در کنار یکدیگر برای اثبات ادعای استرداد هدیه مؤثر باشند، اما ارزش اثباتی آنها یکسان نیست و هیچ یک را نمی‌توان بدون توجه به محتوا و شرایط پرونده، به طور مطلق دلیل قطعی دانست. ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی اسناد کتبی، شهادت و امارات را در شمار ادله اثبات دعوا قرار داده است.

فاکتور خرید:
فاکتور می‌تواند نشان دهد که مال موردنظر توسط خواهان خریداری شده و مشخصات مال، تاریخ خرید و در مواردی مبلغ پرداختی چه بوده است. با این حال، فاکتور به تنهایی الزاماً اثبات کننده این نیست که مال بعداً به نامزد هدیه شده است. برای همین، هرچه میان فاکتور و سایر دلایل ارتباط بیشتری وجود داشته باشد، قدرت اثباتی مجموعه دلایل نیز می‌تواند بیشتر شود.

رسید بانکی یا مدارک پرداخت:
رسید بانکی می‌تواند پرداخت وجه برای خرید هدیه یا انتقال وجه به شخص دیگر را نشان دهد. با این حال، اگر مبلغ مستقیماً به حساب نامزد واریز شده باشد، باید مشخص شود که پرداخت بابت چه موضوعی بوده است؛ زیرا صرف انتقال وجه، لزوماً به معنای هدیه دادن آن برای وصلت نیست. پیام‌ها، توضیحات تراکنش یا سایر قرائن می‌توانند در تعیین علت پرداخت مؤثر باشند.

پیام‌ها و مکاتبات:
پیام‌های رد و بدل شده میان نامزدها یا اعضای خانواده می‌توانند در اثبات موضوعاتی مانند تحویل هدیه، نوع هدیه و مناسبت آن مؤثر باشند. برای مثال، اگر در مکاتبات به صراحت درباره هدیه ازدواج، تحویل طلا یا هدیه‌ای که برای مراسم ازدواج خریداری شده صحبت شده باشد، این پیام‌ها می‌توانند به عنوان یکی از قرائن پرونده مورد توجه قرار گیرند. البته ارزش اثباتی پیام‌ها به اصالت، انتساب و محتوای آنها و نحوه ارائه شان در رسیدگی بستگی دارد.

تصاویر و فیلم‌ها:
عکس یا فیلمی که تحویل هدیه یا وجود مال نزد نامزد را نشان دهد، ممکن است به عنوان قرینه در کنار سایر دلایل مورد توجه قرار گیرد. برای نمونه، تصویری از مراسمی که در آن یک قطعه مشخص طلا به نامزد تحویل داده شده است، در صورتی که سایر مشخصات پرونده نیز آن را تأیید کند، می‌تواند در احراز ادعا مؤثر باشد. با این حال، صرف مشاهده یک مال در تصویر، لزوماً مالکیت حقوقی آن را اثبات نمی‌کند.

شهادت شهود:
شهادت نیز از ادله اثبات دعواست. بنابراین اشخاصی که شخصاً در جریان خرید، تحویل یا هدیه دادن مال بوده‌اند، حسب شرایط قانونی می‌توانند درباره وقایع مورد ادعا شهادت دهند. نکته مهم این است که شهادت باید ناظر به موضوعی باشد که شاهد از آن اطلاع مستقیم دارد و شرایط قانونی شهادت نیز باید رعایت شود.

در نهایت، ممکن است دادگاه برای کشف حقیقت به مجموعه دلایل و قرائن موجود توجه کند. ماده ۱۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌کند که دادگاه در امور حقوقی، علاوه بر دلایل مورد استناد طرفین، می‌تواند هر تحقیق یا اقدامی را که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام دهد.

بنابراین، در پرونده استرداد هدیه بهتر است به جای تکیه بر یک مدرک منفرد، زنجیره ای از دلایل هماهنگ ارائه شود؛ برای مثال فاکتور خرید، رسید پرداخت، پیام های مربوط به هدیه و شهادت شخص حاضر در زمان تحویل، در صورت وجود، می توانند یکدیگر را تکمیل کنند.

اثبات اینکه هدیه توسط خواهان و برای منظور ازدواج پرداخت شده است

در دعوای استرداد هدیه نامزدی، یکی از مسائل اساسی این است که مشخص شود مال مورد مطالبه توسط خود خواهان تهیه و به طرف مقابل یا ابوین او، با هدف وصلت منظور، داده شده است. این موضوع از عبارت ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی نیز اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا قانون، استرداد هدایایی را مطرح کرده که یکی از نامزدها «به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور» داده است.

در نتیجه، خواهان باید تا حد امکان چهار موضوع را از یکدیگر تفکیک و اثبات کند:

  1. مال مورد ادعا وجود داشته و خریداری شده است.
  2. خرید یا تهیه مال توسط خواهان یا با پرداخت وی انجام شده است.
  3. مال به نامزد یا ابوین او تحویل داده شده است.
  4. تحویل مال با هدف و مناسبت وصلت منظور انجام شده است.

برای مثال، فرض کنیم شخصی یک سرویس طلا خریداری کرده و آن را در مراسم نامزدی به نامزد خود داده است. فاکتور خرید می‌تواند تهیه سرویس توسط او را نشان دهد؛ تصاویر مراسم می‌تواند تحویل آن را تقویت کند و پیام های طرفین یا شهادت اشخاص حاضر می‌تواند در اثبات اینکه سرویس به مناسبت ازدواج هدیه شده است مؤثر باشد. مجموعه این قرائن از نظر اثباتی با حالتی که تنها یک فاکتور خرید ارائه شده، تفاوت دارد.

از سوی دیگر، پرداخت پول برای خرید یک مال الزاماً با هدیه دادن همان مال یکسان نیست. ممکن است شخصی هزینه مالی را پرداخت کرده باشد اما مال برای استفاده مشترک، امانت، خرید خانوادگی یا هدف دیگری تهیه شده باشد. بنابراین، علت پرداخت و قصد انتقال نیز باید از مجموع اوضاع و احوال پرونده احراز شود.

همچنین اگر هدیه به پدر یا مادر نامزد داده شده باشد، خواهان باید ارتباط آن هدیه با وصلت منظور را نشان دهد؛ زیرا ماده ۱۰۳۷ صرفاً هر هدیه ای به والدین نامزد را قابل مطالبه ندانسته، بلکه درباره هدایایی صحبت می‌کند که برای وصلت منظور داده شده‌اند.

نکته مهم دیگر، تفاوت میان اثبات مالکیت اولیه مال و اثبات حق استرداد آن است. ممکن است فاکتور نشان دهد که خواهان مال را خریداری کرده است، اما برای اعمال ماده ۱۰۳۷ همچنان باید شرایط این ماده، از جمله به هم خوردن وصلت منظور و ارتباط هدیه با آن، احراز شود. بنابراین، فاکتور خرید به تنهایی پایان بحث نیست.

در نتیجه، در دعوای استرداد هدایای نامزدی، بهترین رویکرد اثباتی، ارائه مجموعه ای از دلایل مرتبط و مکمل است؛ به گونه ای که از خرید مال توسط خواهان تا تحویل آن به نامزد یا ابوین او و ارتباط آن با ازدواج آینده، یک زنجیره قابل فهم و قابل احراز برای دادگاه شکل بگیرد. این رویکرد با قاعده کلی ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی درباره تکلیف مدعی به اثبات حق خود نیز هماهنگ است.

 
 
 

برای طرح دعوای استرداد هدایای نامزدی، باید مدارکی ارائه شود که هویت و رابطه طرفین، وقوع نامزدی، خرید یا تهیه هدیه، تحویل آن به نامزد یا ابوین او و ارتباط هدیه با وصلت منظور را تا حد امکان اثبات کند. مبنای اصلی این دعوا ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی است که به هر یک از نامزدها اجازه می‌دهد در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که برای وصلت به طرف دیگر یا ابوین او داده است مطالبه کند. در صورتی که عین هدیه موجود نباشد، قانون در شرایط مقرر، مطالبه قیمت هدایایی را که عادتاً نگهداری می‌شوند نیز پذیرفته است.

از نظر اثباتی، ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی مقرر می‌کند هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و ماده ۱۲۵۸ نیز اقرار، اسناد کتبی، شهادت، امارات و قسم را از ادله اثبات دعوا معرفی کرده است. بنابراین، در دعوای استرداد هدیه، صرف ادعای اینکه «این مال را من هدیه داده‌ام» کافی نیست و خواهان باید ادعای خود را با دلایل قابل استناد تقویت کند.

از سوی دیگر، ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر کرده است که در دادخواست باید خواسته و بهای آن، جهتی که خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند و همچنین ادله و وسایل اثبات ادعا ذکر شود. بنابراین، مدارک مربوط به هدیه باید تا حد امکان از همان مرحله تنظیم دادخواست شناسایی و ارائه شوند.

به طور معمول، مدارک این دعوا را می‌توان در چند گروه بررسی کرد:

  • مدارک هویتی و مشخصات طرفین؛
  • مدارک اثبات رابطه نامزدی و وقوع وصلت موردنظر؛
  • فاکتور یا اسناد خرید هدیه؛
  • رسید پرداخت وجه یا مدارک بانکی؛
  • مدارک و قرائن مربوط به تحویل هدیه؛
  • پیام‌ها، مکاتبات و سایر ادله الکترونیکی مرتبط؛
  • تصاویر یا فیلم‌های مرتبط با تحویل هدیه؛
  • مشخصات و اطلاعات شهود یا مطلعان، در صورت وجود؛
  • مدارک مربوط به ارزش مال، به ویژه در صورتی که مطالبه قیمت هدیه مطرح باشد.

البته وجود همه این مدارک برای هر پرونده الزامی نیست. ارزش هر مدرک نیز به موضوعی که با آن اثبات می‌شود و ارتباط آن با سایر دلایل بستگی دارد.

نکته مهم این است که مدارک باید متناسب با ادعای مطرح شده باشند. برای مثال، فاکتور خرید ممکن است خرید مال را اثبات کند، اما لزوماً به تنهایی تحویل آن به نامزد و ارتباط آن با وصلت منظور را ثابت نمی‌کند. به همین دلیل، در عمل مجموعه‌ای از مدارک هماهنگ می‌تواند تصویر کامل‌تری از رابطه حقوقی مورد ادعا ارائه کند.

مدارک مربوط به هویت طرفین و اثبات رابطه نامزدی

برای طرح دعوا، ابتدا باید مشخصات طرفین به نحو صحیح در دادخواست درج شود. ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی، درج نام و نام خانوادگی، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتی‌الامکان شغل خواهان و همچنین نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده را مقرر کرده است. بنابراین، مشخصات دقیق خواهان و خوانده از الزامات تنظیم دادخواست است و اقامتگاه نیز باید به نحوی نوشته شود که ابلاغ قضایی امکان پذیر باشد.

در مورد رابطه نامزدی، باید به یک نکته مهم توجه کرد: قانون مدنی وعده ازدواج را با عقد نکاح یکسان نمی‌داند. ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی مقرر کرده است که وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی‌کند. بنابراین، برای دعوای استرداد هدایای نامزدی، منظور از اثبات رابطه نامزدی، اثبات وجود رابطه و شرایطی است که نشان دهد هدایا در ارتباط با وصلت موردنظر داده شده‌اند؛ نه اینکه خواهان الزاماً وجود رابطه زوجیت را اثبات کند.

مدارکی که ممکن است برای اثبات این رابطه و مناسبت هدایا مورد استفاده قرار گیرند، بسته به پرونده متفاوت‌اند؛ از جمله:

  • اسناد یا نوشته‌های مربوط به توافق یا برنامه ازدواج؛
  • دعوت نامه یا مدارک مربوط به مراسم نامزدی، در صورت وجود؛
  • پیام‌ها و مکاتبات طرفین درباره ازدواج؛
  • تصاویر و فیلم‌های مربوط به مراسم نامزدی یا تحویل هدایا؛
  • شهادت اشخاصی که از رابطه نامزدی و قصد ازدواج طرفین اطلاع مستقیم دارند؛
  • هر سند یا قرینه دیگری که رابطه طرفین و ارتباط هدایا با وصلت آینده را نشان دهد.

با این حال، باید میان اثبات اصل نامزدی و اثبات شرایط ماده ۱۰۳۷ تفاوت گذاشت. صرف اینکه دو نفر نامزد بوده‌اند، به تنهایی برای استرداد هر مالی که در این دوران میان آنان رد و بدل شده کافی نیست. خواهان باید نشان دهد مالی که استرداد آن را می‌خواهد، از مصادیق هدیه‌ای بوده که برای «وصلت منظور» داده شده است. ماده ۱۰۳۷ دقیقاً همین ارتباط را شرط قرار داده است.

اگر هدیه به پدر یا مادر نامزد داده شده باشد نیز همین موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا قانون، هدایای داده شده به «ابوین» نامزد را نیز مشمول ماده ۱۰۳۷ دانسته، اما همچنان شرط کرده است که هدیه برای وصلت منظور داده شده باشد. بنابراین، باید بتوان ارتباط هدیه با ازدواج آینده را اثبات کرد.

همچنین اگر عقد نکاح پیش از مطالبه هدایا واقع شده باشد، صرف ارائه مدارک نامزدی برای اعمال ماده ۱۰۳۷ کافی نیست و باید وضعیت حقوقی هدیه بر اساس مقررات مربوط به هبه و شرایط پرونده بررسی شود؛ زیرا ماده ۱۰۳۷ ناظر به به هم خوردن «وصلت منظور» است و موضوع آن با طلاق پس از وقوع نکاح متفاوت است.

مدارک مربوط به خرید، تحویل و ارزش هدایای مورد مطالبه

در بخش اصلی دعوا، خواهان باید تا حد امکان بتواند خود هدیه و رابطه آن با پرداخت یا تهیه توسط او و سپس تحویل به طرف مقابل را اثبات کند. فاکتور خرید، رسید پرداخت، اسناد بانکی، پیام‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و شهادت شهود می‌توانند حسب مورد در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.

فاکتور خرید یکی از مدارک مهم است. در فاکتور ممکن است نوع مال، مشخصات آن، تاریخ خرید و مبلغ پرداختی درج شده باشد. برای مثال، فاکتور خرید یک قطعه طلا می‌تواند خرید آن توسط خواهان را نشان دهد. با این حال، فاکتور به تنهایی لزوماً اثبات نمی‌کند که همان مال بعداً به نامزد هدیه داده شده است. به همین دلیل، بهتر است فاکتور در کنار سایر دلایل مربوط به تحویل هدیه ارائه شود.

رسید بانکی و مدارک پرداخت نیز می‌توانند منشأ پرداخت وجه یا خرید مال را روشن کنند. برای مثال، اگر مبلغ خرید هدیه از حساب خواهان پرداخت شده باشد، گردش حساب یا رسید بانکی می‌تواند این موضوع را تقویت کند. البته پرداخت وجه به تنهایی ثابت نمی‌کند که مال موردنظر به عنوان هدیه و برای وصلت منظور به طرف مقابل داده شده است؛ علت پرداخت نیز باید از مجموعه دلایل مشخص شود.

مدارک مربوط به تحویل هدیه اهمیت مستقلی دارند. برای نمونه، اگر رسید تحویل، نوشته‌ای از طرف مقابل، پیام یا تصویر مشخصی وجود داشته باشد که دریافت هدیه را نشان دهد، این مدارک می‌توانند در اثبات انتقال مال مؤثر باشند.

پیام‌ها و مکاتبات نیز در صورتی که اصالت و انتساب آنها قابل احراز باشد، می‌توانند برای اثبات موضوعاتی مانند خرید هدیه، تحویل آن، نوع مال و ارتباط آن با ازدواج مورد استفاده قرار گیرند. برای نمونه، مکاتبه‌ای که در آن طرف مقابل دریافت یک قطعه طلا به عنوان هدیه ازدواج را تأیید کرده باشد، می‌تواند در کنار سایر ادله مورد توجه قرار گیرد.

تصاویر و فیلم‌ها نیز ممکن است به عنوان قرینه مورد استفاده قرار گیرند. برای مثال، تصویری که تحویل یک هدیه مشخص در مراسم نامزدی را نشان می‌دهد، می‌تواند در کنار فاکتور خرید و شهادت شهود به اثبات ادعا کمک کند. البته تصویر به تنهایی الزاماً مالکیت یا شرایط قانونی استرداد را ثابت نمی‌کند.

شهادت شهود نیز در صورت وجود شرایط قانونی می‌تواند مورد استناد قرار گیرد. ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی شهادت را در شمار ادله اثبات دعوا آورده است. بنابراین، اشخاصی که مستقیماً شاهد خرید، تحویل یا هدیه دادن مال بوده‌اند، حسب شرایط قانونی می‌توانند در اثبات موضوع مؤثر باشند.

از نظر ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی نیز اگر خواهان به گواهی شهود استناد کند، باید اسامی، مشخصات و محل اقامت آنان را به نحو صحیح در دادخواست ذکر کند. بنابراین، صرف عبارت کلی «شهود دارم» برای تنظیم صحیح دادخواست کافی نیست.

موضوع دیگری که باید در جمع آوری مدارک مورد توجه قرار گیرد، ارزش هدیه است. ماده ۱۰۳۷ میان موجود بودن عین هدیه و وضعیت آن در صورت موجود نبودن عین تفاوت گذاشته است. بنابراین، اگر عین هدیه موجود باشد، اصل مطالبه بر استرداد همان عین قرار می‌گیرد؛ اما در شرایط مقرر قانونی، اگر عین هدیه موجود نباشد، قیمت هدیه‌ای که عادتاً نگهداری می‌شود قابل مطالبه خواهد بود، مگر اینکه تلف آن بدون تقصیر طرف دیگر اتفاق افتاده باشد.

در نتیجه، اگر مطالبه قیمت هدیه مطرح است، مدارکی مانند فاکتور خرید، مشخصات دقیق مال، اسناد مربوط به ارزش آن و در صورت لزوم دلایل کارشناسی می‌تواند برای تعیین ارزش مورد مطالبه اهمیت پیدا کند. قیمت زمان خرید را نباید بدون بررسی مقررات مربوط، به طور خودکار معادل مبلغ قابل مطالبه دانست؛ زیرا موضوع مطالبه قیمت باید مطابق شرایط ماده ۱۰۳۷ و وضعیت مال در زمان رسیدگی ارزیابی شود.

در نهایت، بهتر است خواهان پیش از تنظیم دادخواست، برای هر هدیه یک مجموعه مستقل از مدارک تهیه کند؛ یعنی مشخص باشد چه مالی، در چه تاریخی، توسط چه کسی، با چه مبلغی، به چه شخصی، با چه مناسبتی و با چه دلیلی تحویل شده است. چنین دسته بندی‌ای هم تنظیم خواسته و دلایل را روشن‌تر می‌کند و هم امکان بررسی دقیق شرایط ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی را افزایش می‌دهد.

 
 

برای استرداد هدایای نامزدی، در صورتی که شرایط ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی وجود داشته باشد، باید دادخواست حقوقی با خواسته مشخص و همراه با دلایل اثباتی مربوط به هدایا مطرح شود. ماده ۱۰۳۷ مقرر کرده است که هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف دیگر یا ابوین او داده است مطالبه کند. بنابراین، در تنظیم دادخواست باید علاوه بر مشخصات طرفین، نوع هدایا، نحوه تحویل آنها، ارتباط هدایا با وصلت منظور و وضعیت عین هدایا یا قیمت آنها به روشنی بیان شود.

از نظر شکلی نیز رسیدگی به دعوای حقوقی مستلزم تقدیم دادخواست است و دادخواست باید مطابق الزامات قانون آیین دادرسی مدنی تنظیم شود. ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی، اطلاعاتی مانند مشخصات طرفین، خواسته و بهای آن، تعهدات و جهتی که خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند و همچنین ادله و وسایل اثبات ادعا را از مطالب لازم در دادخواست دانسته است.

بنابراین، در دعوای استرداد هدایای نامزدی، بهتر است خواسته به صورت مبهم مطرح نشود. برای مثال، اگر چند قطعه طلا، ساعت یا مال مشخص دیگری موضوع دعواست، مشخصات آنها تا حد امکان باید در دادخواست ذکر شود. اگر عین هدیه موجود نیست و با توجه به شرایط ماده ۱۰۳۷ مطالبه قیمت مطرح است، این موضوع نیز باید متناسب با وضعیت واقعی مال و مبنای قانونی مطالبه در دادخواست منعکس شود.

نکته مهم این است که صرف ثبت دادخواست به معنای اثبات حق خواهان نیست. خواهان باید دلایل خود را نیز ارائه کند؛ زیرا مطابق قواعد عمومی اثبات دعوا، شخصی که مدعی وجود حق است باید آن را اثبات کند. در این پرونده، فاکتور خرید، رسید پرداخت، پیام‌ها، تصاویر، شهادت شهود و سایر قرائن می‌توانند حسب مورد برای اثبات خرید، تحویل هدیه و ارتباط آن با وصلت منظور مورد استفاده قرار گیرند.

همچنین باید میان استرداد هدایای نامزدی موضوع ماده ۱۰۳۷ و رجوع از هبه تفکیک کرد. اگر ازدواج واقع شده و سپس زوجین از یکدیگر جدا شده باشند، صرف وقوع طلاق باعث نمی‌شود ماده ۱۰۳۷ به طور خودکار مبنای استرداد هدایا قرار گیرد؛ در چنین وضعیتی باید مبنای حقوقی دیگری مانند مقررات هبه و شرایط رجوع از آن بررسی شود.

تعیین خواسته، خوانده، دلایل و مستندات در دادخواست

در دادخواست استرداد هدایای نامزدی، خواهان باید مشخص کند دقیقاً چه مالی را از چه شخصی و بر اساس چه مبنای قانونی مطالبه می‌کند. این موضوع به ویژه زمانی اهمیت دارد که هدایا متعدد بوده یا بخشی از آنها به خود نامزد و بخشی به پدر یا مادر او داده شده باشد.

خواهان شخصی است که هدیه را برای وصلت منظور داده و اکنون با تحقق شرایط قانونی، استرداد آن را مطالبه می‌کند. مطابق ماده ۱۰۳۷، حق مطالبه برای هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور پیش‌بینی شده است. خوانده نیز اصولاً شخصی است که هدیه به او داده شده است؛ یعنی نامزد دیگر یا، در موارد مشمول ماده، یکی از ابوین او.

در تعیین خواسته نیز باید میان مطالبه عین مال و مطالبه قیمت تفاوت گذاشت. اگر عین هدیه موجود باشد، خواسته باید متناسب با همان مال تنظیم شود. اگر عین مال موجود نباشد، امکان مطالبه قیمت آن تابع شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ است و نمی‌توان بدون بررسی وضعیت هدیه، صرفاً قیمت روز یا مبلغ فاکتور را به عنوان خواسته قطعی تلقی کرد.

در قسمت شرح دادخواست نیز بهتر است وقایع به ترتیب زمانی بیان شوند؛ برای نمونه:

  • طرفین چه کسانی هستند و رابطه نامزدی آنها چگونه شکل گرفته است؛
  • هدیه یا هدایا در چه تاریخی و به چه مناسبت داده شده‌اند؛
  • هر هدیه دقیقاً چه مالی بوده است؛
  • هدیه به چه شخصی تحویل شده است؛
  • دلیل اینکه هدیه برای وصلت منظور داده شده چیست؛
  • وصلت چگونه و در چه زمانی به هم خورده است؛
  • عین هدیه در اختیار خوانده باقی مانده یا از بین رفته است؛
  • خواهان بر اساس چه مقرراتی استرداد عین یا قیمت را مطالبه می‌کند.

این ترتیب باعث می‌شود موضوع دعوا برای دادگاه روشن باشد و از طرح ادعاهای پراکنده یا غیرمرتبط جلوگیری شود.

در قسمت دلایل و منضمات نیز باید مدارک موجود معرفی شوند. برای مثال، فاکتور خرید، رسید بانکی، پیام‌ها و مکاتبات، تصاویر، فیلم‌ها، شهادت شهود و سایر اسناد مرتبط می‌توانند حسب مورد مورد استناد قرار گیرند. ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی نیز ذکر ادله و وسایل اثبات ادعا را از الزامات دادخواست دانسته است.

اگر خواهان به شهادت شهود استناد می‌کند، مشخصات لازم آنان باید مطابق مقررات مربوط در دادخواست درج شود. همچنین اگر سند یا مدرکی در اختیار خواهان نیست ولی وجود آن برای اثبات ادعا اهمیت دارد، باید موضوع آن به شکل صحیح در فرایند دادرسی مطرح شود.

از نظر حقوقی، ماده ۱۰۳۷ باید در کنار واقعیت‌های پرونده مورد استناد قرار گیرد، نه صرفاً به عنوان یک ماده قانونی در قسمت مستندات دادخواست. برای مثال، اگر خواهان ادعا می‌کند یک قطعه طلا را به مادر نامزد خود داده است، باید روشن باشد که این هدیه برای وصلت منظور داده شده است؛ زیرا ماده ۱۰۳۷ هر هدیه‌ای را که به والدین نامزد داده شده باشد قابل استرداد نمی‌داند، بلکه هدیه‌ای را مورد حکم قرار می‌دهد که برای وصلت منظور داده شده باشد.

در نتیجه، یک دادخواست دقیق باید میان واقعه، خواسته، مبنای قانونی و دلیل اثباتی ارتباط منطقی برقرار کند.

نحوه ثبت دادخواست از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

پس از آماده شدن دادخواست و مدارک، ثبت آن از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی انجام می‌شود. در فرایند معمول، اطلاعات خواهان و خوانده، موضوع خواسته، شرح دادخواست و دلایل و مستندات در سامانه ثبت و پس از بررسی و تأیید، دادخواست برای مرجع قضایی صالح ارسال می‌شود. منابع مربوط به خدمات قضایی نیز ثبت دادخواست را از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و با استفاده از حساب کاربری قضایی و ثنا توضیح داده‌اند.

در سال ۱۴۰۵ نیز قوه قضاییه توسعه خدمات غیرحضوری را دنبال کرده و امکان ثبت برخی دادخواست‌ها و خدمات قضایی به صورت برخط نیز توسعه یافته است؛ بنابراین شیوه دسترسی و ثبت خدمت ممکن است بر اساس آخرین مقررات و نوع خدمت، علاوه بر مراجعه به دفتر، از مسیرهای غیرحضوری نیز امکان پذیر باشد.

برای ثبت دادخواست استرداد هدایای نامزدی، متقاضی باید اطلاعات و مدارک لازم را آماده داشته باشد. مهم‌ترین موارد عبارت‌اند از:

  1. مشخصات کامل خواهان؛
  2. مشخصات و نشانی خوانده یا خواندگان؛
  3. شرح دقیق هدایا و مشخصات هر یک؛
  4. مدارک مربوط به خرید هدایا؛
  5. مدارک مربوط به تحویل آنها؛
  6. دلایل اثبات ارتباط هدایا با وصلت منظور؛
  7. مدارک مربوط به به هم خوردن وصلت؛
  8. سایر اسناد، پیام‌ها، تصاویر یا مدارک الکترونیکی مرتبط؛
  9. مشخصات شهود، در صورت استناد به شهادت.

پس از ثبت، دادخواست از مسیر قضایی مربوط بررسی می‌شود و در صورت وجود ایراد شکلی، ممکن است اخطار رفع نقص صادر شود. در صورتی که دادخواست از نظر شرایط شکلی قابل رسیدگی باشد، فرایند رسیدگی قضایی ادامه پیدا می‌کند و خوانده نیز مطابق مقررات از دعوا و ادعاهای خواهان مطلع خواهد شد.

نکته مهم در این مرحله، انتخاب صحیح خواسته و طرف دعوا است. اگر هدایا به چند نفر داده شده باشند، نمی‌توان بدون بررسی وضعیت هر مال و شخص دریافت کننده، همه آنها را تحت یک عنوان کلی مطالبه کرد. برای مثال، اگر بخشی از هدایا به نامزد و بخشی به مادر او داده شده باشد، باید وضعیت هر هدیه و شخص دریافت کننده آن در دادخواست به صورت روشن مشخص شود.

همچنین ثبت دادخواست در دفتر خدمات قضایی، جایگزین اثبات شرایط ماهوی ماده ۱۰۳۷ نیست. مرجع رسیدگی در نهایت باید بررسی کند که آیا وصلت منظور به هم خورده، هدایا برای همان وصلت داده شده‌اند، مال مورد مطالبه از مصادیق حکم ماده ۱۰۳۷ است و در صورت مطالبه قیمت، شرایط قانونی مربوط به آن وجود دارد یا خیر. بنابراین، دقت در تنظیم شرح دادخواست و ارائه مستندات، به اندازه ثبت صحیح آن اهمیت دارد.

دعوای استرداد هدایای نامزدی، با توجه به ارتباط مستقیم آن با رابطه نامزدی و مقررات خاص قانون مدنی درباره این هدایا، در دادگاه خانواده مطرح می‌شود. مبنای این صلاحیت، بند ۱ ماده ۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ است که رسیدگی به «نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن» را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است. از سوی دیگر، ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی حق استرداد هدایای داده شده به طرف دیگر یا ابوین او را در صورت به هم خوردن وصلت منظور، با شرایط مقرر قانونی شناسایی کرده است.

بنابراین، اگر نامزدی به ازدواج منتهی نشده و شرایط قانونی استرداد هدیه وجود داشته باشد، دعوای مربوط به بازگرداندن هدایا صرفاً یک اختلاف عادی مالی درباره مالکیت یک مال نیست؛ بلکه با توجه به منشأ دعوا و ارتباط آن با رابطه نامزدی، در صلاحیت دادگاه خانواده قرار می‌گیرد. در یک رأی منتشرشده از مراجع قضایی نیز موضوع استرداد هدایا و بازگشت از هبه، با توجه به ماده ۴ قانون حمایت خانواده مورد بررسی قرار گرفته است.

البته باید میان صلاحیت ذاتی و صلاحیت محلی تفکیک کرد. دادگاه خانواده از حیث نوع مرجع، صلاحیت ذاتی رسیدگی به این دعوا را دارد؛ اما برای تعیین اینکه دادخواست باید در کدام حوزه قضایی خانواده ثبت شود، اصول صلاحیت محلی نیز باید رعایت شود.

بررسی صلاحیت مرجع قضایی برای رسیدگی به دعوای استرداد هدایا

از نظر صلاحیت ذاتی، مرجع رسیدگی به دعوای استرداد هدایای نامزدی، دادگاه خانواده است. ماده ۴ قانون حمایت خانواده، صلاحیت دادگاه خانواده را در خصوص «نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن» مقرر کرده است. اگرچه عبارت ماده به طور مستقل از عنوان «استرداد هدایا» نام نبرده است، ارتباط مستقیم حق استرداد هدایای نامزدی با وضعیت حقوقی نامزدی و مقررات مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ قانون مدنی، مبنای رسیدگی این دعوا در دادگاه خانواده دانسته شده است.

ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مقرر می‌کند که هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است، مطالبه کند؛ بنابراین، وجود رابطه نامزدی، هدف هدیه و به هم خوردن وصلت منظور از موضوعات اساسی در رسیدگی به این دعواست.

در نتیجه، خواهان نمی‌تواند صرفاً با عنوان کلی «مطالبه مال» موضوع را مطرح کند و از ماهیت واقعی دعوا صرف نظر نماید. عنوان و مبنای حقوقی خواسته باید با واقعیت رابطه طرفین و مقررات حاکم بر هدایای نامزدی منطبق باشد.

از لحاظ آیین دادرسی نیز دعوا باید از طریق ثبت دادخواست و رعایت مقررات مربوط به اقامه دعاوی مدنی مطرح شود. در دادخواست، مشخصات طرفین، خواسته و بهای آن، شرح مبنای مطالبه و ادله مربوط به اهدای مال و رابطه نامزدی باید به نحو روشن درج شود. در صورت اختلاف درباره اصل هدیه، نوع آن، موجود بودن عین مال یا شرایط قانونی استرداد، دادگاه بر اساس ادله ارائه شده درباره استحقاق خواهان تصمیم می‌گیرد.

نکته مهم این است که صلاحیت دادگاه خانواده به معنای پذیرش خودکار دعوای استرداد نیست. دادگاه ابتدا باید شرایط قانونی مطالبه را بررسی کند؛ از جمله اینکه مال مورد مطالبه واقعاً در چارچوب ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی به عنوان هدیه برای وصلت منظور داده شده باشد و شرایط استرداد آن وجود داشته باشد. بنابراین، صلاحیت مرجع رسیدگی و اثبات حق استرداد دو مسئله جداگانه هستند.

اهمیت محل اقامت خوانده و قواعد صلاحیت محلی در طرح دعوا

پس از مشخص شدن دادگاه خانواده به عنوان مرجع صالح از نظر ذاتی، باید حوزه قضایی صالح از نظر محلی نیز تعیین شود. قاعده عمومی در دعاوی مدنی این است که دعوا در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد. این قاعده در ماده ۱۱ قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده است.

بر این اساس، در دعوای استرداد هدایای نامزدی نیز اصل بر این است که خواهان دادخواست را در دادگاه خانواده حوزه اقامتگاه خوانده مطرح کند. بنابراین اگر نامزد سابق در شهر دیگری سکونت داشته باشد، صرف اینکه خواهان یا محل وقوع نامزدی در شهر دیگری قرار داشته است، اصولاً موجب تغییر قاعده عمومی صلاحیت محلی نمی‌شود. در منابع حقوقی نیز برای دعوای استرداد هدایای دوران نامزدی، دادگاه خانواده محل اقامت خوانده به عنوان مرجع صالح محلی معرفی شده است.

در تعیین صلاحیت محلی باید میان محل اقامت واقعی خوانده و محل سکونت موقت یا نشانی‌های غیرمرتبط با اقامتگاه قانونی او دقت کرد. ماده ۱۱ قانون آیین دادرسی مدنی برای مواردی که خوانده در ایران اقامتگاه مشخص ندارد، قواعد دیگری را نیز پیش‌بینی کرده است. بنابراین در صورت مجهول بودن یا نداشتن اقامتگاه خوانده، وضعیت پرونده باید بر اساس مقررات مربوط به همان حالت بررسی شود.

همچنین باید توجه داشت که «دادگاه خانواده» یک عنوان مرجع قضایی است و در هر حوزه قضایی ممکن است شعب مختلف دادگاه خانواده فعالیت کنند. بنابراین آنچه در مرحله طرح دعوا اهمیت دارد، تعیین حوزه قضایی صالح بر اساس قواعد صلاحیت محلی است و سپس پرونده مطابق سازوکار اداری و قضایی همان حوزه به شعبه صالح ارجاع می‌شود.

در نتیجه، برای طرح صحیح دعوای استرداد هدایای نامزدی، دو مرحله باید از یکدیگر تفکیک شود: نخست، از نظر صلاحیت ذاتی، دعوا در چارچوب مقررات مربوط به نامزدی در دادگاه خانواده مطرح می‌شود؛ دوم، از نظر صلاحیت محلی، اصل بر مراجعه به دادگاه خانواده حوزه اقامتگاه خوانده است. رعایت این دو موضوع از ابتدا اهمیت دارد، زیرا طرح دعوا در مرجع یا حوزه قضایی نامناسب می‌تواند موجب صدور تصمیم درباره صلاحیت و ایجاد تأخیر در رسیدگی شود.

در قانون فعلی، مهلت دو ساله مشخصی برای طرح دعوای استرداد هدایای نامزدی وجود ندارد. علت این است که ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی که سابقاً دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت را مشمول مرور زمان دو ساله می‌دانست، به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب ۱۴/۸/۱۳۷۰ نسخ شده است. بنابراین نمی‌توان با استناد به متن سابق ماده ۱۰۳۹ گفت که نامزد سابق فقط تا دو سال پس از برهم خوردن نامزدی فرصت مطالبه هدایا را دارد.

ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی همچنان اصل حق مطالبه هدایای نامزدی را در صورت به هم خوردن وصلت منظور، با شرایط مقرر در همان ماده، شناسایی کرده است. در این ماده، میان وجود عین هدیه و مطالبه قیمت برخی هدایا در صورت موجود نبودن عین، تفکیک شده است. بنابراین، نبود مهلت دو ساله به معنای آن نیست که هر هدیه‌ای در هر شرایطی قابل استرداد است؛ بلکه وجود اصل حق و شرایط اعمال آن همچنان باید بر اساس مواد ۱۰۳۷ و ۱۰۳۸ قانون مدنی بررسی شود.

بررسی ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی و مهلت دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت

ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی در متن سابق خود مقرر می‌کرد که مدت مرور زمان دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت منظور، دو سال از تاریخ به هم خوردن آن است. بنابراین، اگر این ماده همچنان معتبر بود، تاریخ برهم خوردن نامزدی نقطه آغاز محاسبه مهلت محسوب می‌شد.

اما این حکم دیگر در قانون فعلی معتبر نیست. ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب ۱۴ مرداد ۱۳۷۰ نسخ شده و در نسخه‌های به‌روز قانون مدنی نیز وضعیت آن به صراحت «نسخ شده» درج شده است.

در نتیجه، استناد به ماده ۱۰۳۹ برای محدود کردن حق طرح دعوای استرداد هدایای نامزدی به مدت دو سال، صحیح نیست. منابع حقوقی نیز با اشاره به حذف این ماده، بر این نکته تأکید کرده‌اند که مرور زمان کوتاه‌مدت سابق دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت دیگر مبنای قانونی ندارد.

البته باید میان «نسخ مهلت دو ساله» و «بی‌نیازی از اثبات شرایط استرداد هدیه» تفاوت گذاشت. نسخ ماده ۱۰۳۹ صرفاً به این معناست که قانون فعلی برای این دسته از دعاوی، آن مهلت خاص دو ساله را مقرر نکرده است؛ نه اینکه هر شخص بتواند بدون اثبات شرایط ماده ۱۰۳۷، صرفاً به دلیل سابقه نامزدی، هر هدیه‌ای را مطالبه کند.

محاسبه مهلت از تاریخ به هم خوردن نامزدی و آثار گذشت زمان

از آنجا که ماده ۱۰۳۹ قانون مدنی نسخ شده است، امروزه مهلت دو ساله‌ای که از تاریخ به هم خوردن نامزدی محاسبه شود وجود ندارد. بنابراین، نمی‌توان گفت اگر دو سال از برهم خوردن نامزدی گذشته باشد، حق مطالبه هدایای موضوع ماده ۱۰۳۷ خودبه‌خود ساقط شده است.

در نتیجه، گذشت زمان از تاریخ برهم خوردن نامزدی، به خودی خود همان اثر حقوقی مرور زمان مقرر در ماده ۱۰۳۹ سابق را ایجاد نمی‌کند. با این حال، تأخیر طولانی در طرح دعوا ممکن است از نظر اثبات موضوعات مورد اختلاف اهمیت عملی پیدا کند. برای مثال، هرچه زمان بیشتری از واقعه بگذرد، اثبات اینکه مالی مشخص برای «وصلت منظور» به عنوان هدیه داده شده، اثبات وجود عین هدیه، وضعیت فعلی مال و سایر وقایع مؤثر در دعوا ممکن است دشوارتر شود. این مسئله با سقوط قانونی حق به علت گذشت دو سال تفاوت دارد.

بنابراین، اگر نامزدی به هم خورده و شرایط ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی وجود دارد، صرف اینکه مدت قابل توجهی از برهم خوردن نامزدی گذشته باشد، به تنهایی موجب از بین رفتن حق مطالبه بر مبنای ماده ۱۰۳۷ نمی‌شود. با این حال، از نظر عملی بهتر است دارنده حق، پس از فراهم شدن شرایط مطالبه، موضوع را بدون تأخیر غیرضروری پیگیری کند؛ زیرا تأخیر ممکن است اثبات حق را دشوارتر کند، هرچند مهلت دو ساله سابق ماده ۱۰۳۹ دیگر قابل استناد نیست.

تعیین قیمت هدیه نامزدی زمانی مطرح می‌شود که عین هدیه موجود نباشد و شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی برای مطالبه قیمت وجود داشته باشد. مطابق این ماده، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف مقابل یا ابوین او داده است مطالبه کند و اگر عین هدیه موجود نباشد، نسبت به هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، مستحق قیمت خواهد بود؛ مگر اینکه هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد.

بنابراین، قانون میان دو وضعیت تفاوت گذاشته است: اگر عین هدیه موجود باشد، اصل بر مطالبه همان مال است؛ اما اگر عین مال موجود نباشد، مطالبه قیمت تنها در مورد هدایایی مطرح می‌شود که عرفاً قابلیت نگهداری دارند. در نتیجه، نمی‌توان درباره هر هدیه مصرف شدنی که از بین رفته است، صرفاً با استناد به ماده ۱۰۳۷ قیمت آن را مطالبه کرد.

برای مثال، طلا، جواهرات، ساعت و اموالی از این قبیل، حسب مورد می‌توانند در گروه اموالی قرار گیرند که عرفاً نگهداری می‌شوند. در مقابل، درباره هدیه‌ای که ماهیت آن به گونه‌ای است که معمولاً مصرف می‌شود، از بین رفتن آن لزوماً موجب ایجاد حق مطالبه قیمت نخواهد شد. تشخیص این موضوع نیز باید بر اساس ماهیت مال و اوضاع و احوال پرونده انجام شود.

نکته مهم دیگر این است که ماده ۱۰۳۷ زمان مشخصی مانند «قیمت زمان خرید» یا «قیمت روز تقدیم هدیه» را برای محاسبه ارزش مال تعیین نکرده است. بنابراین، نمی‌توان بدون بررسی وضعیت مال و مبنای حقوقی مطالبه، به طور قطعی گفت که در تمام پرونده‌ها قیمت زمان خرید یا قیمت روز رسیدگی ملاک خواهد بود. در مواردی که ارزش مال محل اختلاف باشد، تعیین ارزش آن می‌تواند نیازمند بررسی کارشناسی باشد.

مطالبه قیمت هدیه در صورت موجود نبودن عین مال

مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، اگر عین هدیه موجود نباشد، فقط قیمت هدایایی قابل مطالبه است که عادتاً نگهداری می‌شوند. در نتیجه، برای مطالبه قیمت باید ابتدا مشخص شود که مال مورد نظر از مصادیق هدیه موضوع این ماده بوده و از اموالی بوده است که عرفاً انتظار نگهداری آن وجود دارد.

از سوی دیگر، قانون برای از بین رفتن هدیه یک استثنای مهم پیش بینی کرده است: اگر هدیه بدون تقصیر طرف مقابل تلف شده باشد، قیمت آن قابل مطالبه نیست. بنابراین، صرف اینکه عین مال در زمان رسیدگی وجود ندارد، به تنهایی برای محکومیت گیرنده به پرداخت قیمت کافی نیست؛ بلکه وضعیت تلف مال و وجود یا عدم وجود تقصیر نیز می‌تواند در نتیجه دعوا مؤثر باشد.

برای نمونه، اگر سرویس طلا یا جواهراتی که از جمله اموال عرفاً قابل نگهداری هستند به عنوان هدیه نامزدی داده شده و سپس عین آن موجود نباشد، در صورت تحقق شرایط ماده ۱۰۳۷، موضوع مطالبه قیمت آن مطرح می‌شود. اما اگر ثابت شود مال بدون تقصیر گیرنده از بین رفته است، حکم قانون درباره استحقاق قیمت متفاوت خواهد بود.

همچنین باید میان فقدان عین مال و تلف بدون تقصیر تفاوت گذاشت. ممکن است عین هدیه موجود نباشد، اما علت از بین رفتن یا فقدان آن محل اختلاف باشد. در چنین شرایطی، دادگاه باید بر اساس ادله موجود، وضعیت مال و دفاعیات طرفین درباره شرایط قانونی استرداد تصمیم بگیرد.

نکته قابل توجه این است که ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی نیز مقرر کرده است که حکم ماده ۱۰۳۷ درباره رجوع به قیمت، در صورتی که به هم خوردن وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها باشد، اجرا نمی‌شود. بنابراین، در چنین حالتی میان استرداد عین موجود و مطالبه قیمت باید مطابق حکم خاص ماده ۱۰۳۸ تفکیک کرد.

نقش کارشناسی در تعیین ارزش اموال و اختلاف درباره قیمت هدیه

در صورتی که اصل استحقاق خواهان نسبت به قیمت هدیه احراز شود اما درباره ارزش مال اختلاف وجود داشته باشد، کارشناسی می‌تواند برای تعیین ارزش موضوع دعوا مورد استفاده قرار گیرد. کارشناس با توجه به نوع مال، مشخصات آن و معیارهای فنی مربوط، ارزش آن را بررسی می‌کند و نظریه کارشناسی می‌تواند در تصمیم گیری دادگاه مؤثر باشد.

این موضوع به ویژه درباره طلا و جواهرات اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ارزش چنین اموالی ممکن است بر اساس وزن، عیار، نوع ساخت، سنگ‌های به کار رفته و سایر ویژگی‌های تخصصی متفاوت باشد. بنابراین، صرف ارائه یک رقم از سوی خواهان یا خوانده، لزوماً ارزش اثباتی تعیین کننده ندارد و در صورت وجود اختلاف تخصصی، ارجاع امر به کارشناس می‌تواند ضرورت پیدا کند.

با این حال، کارشناس تعیین کننده حق قانونی استرداد نیست. ابتدا باید مشخص شود که شرایط ماده ۱۰۳۷ وجود دارد و خواهان اصولاً مستحق مطالبه قیمت است؛ سپس، در صورت نیاز، ارزش مال توسط کارشناس بررسی می‌شود. به بیان دیگر، کارشناسی جایگزین اثبات اصل حق نیست و صرف ارائه نظریه کارشناسی درباره قیمت، به خودی خود ثابت نمی‌کند که مال مورد نظر مشمول حکم ماده ۱۰۳۷ بوده است.

همچنین باید توجه داشت که ماده ۱۰۳۷ صرفاً از «قیمت» هدیه سخن گفته و معیار زمانی مشخصی برای تعیین قیمت مقرر نکرده است. از همین رو، در پرونده‌ای که درباره ارزش مال اختلاف وجود دارد، بهتر است خواسته و دلایل به گونه‌ای تنظیم شود که موضوع ارزش گذاری مال به صورت روشن در رسیدگی مطرح شود و دادگاه، حسب ضرورت، از نظر کارشناس استفاده کند. اصل قانونی قابل اتکا در این قسمت همان ماده ۱۰۳۷ است و تعیین مبلغ نهایی باید با توجه به نوع مال، وضعیت عین هدیه، شرایط تلف یا فقدان آن و ادله موجود در پرونده انجام شود.

بله، هزینه‌های قانونی دادرسی و برخی هزینه‌های مستقیم و قابل اثبات پرونده، در صورت وجود شرایط قانونی، قابل مطالبه است؛ اما باید میان «استرداد هدایا» و «خسارت ناشی از برهم خوردن نامزدی» تفکیک کرد. اصل استرداد هدایا بر مبنای ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی مطرح می‌شود، در حالی که خسارات ناشی از برهم خوردن نامزدی عنوان و مبنای متفاوتی دارد و قانون حمایت خانواده نیز رسیدگی به نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است.

بنابراین، صرف اینکه یکی از نامزدها حق استرداد هدایا را دارد، به این معنا نیست که تمام خسارت‌های مادی یا معنوی ناشی از برهم خوردن نامزدی نیز خودکار قابل مطالبه خواهد بود. برای هر نوع خسارت باید مبنای قانونی، رابطه سببیت، ورود ضرر و سایر شرایط لازم بررسی شود.

از سوی دیگر، هزینه‌هایی که شخص برای طرح و اثبات دعوا متحمل می‌شود، در چارچوب «خسارات دادرسی» قرار می‌گیرند. ماده ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، هزینه دادرسی، حق‌الوکاله وکیل و هزینه‌های مستقیم و لازم برای اثبات دعوا یا دفاع، مانند حق‌الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی را در زمره خسارات دادرسی قرار داده است.

تفاوت دعوای استرداد هدیه با مطالبه خسارت ناشی از برهم خوردن نامزدی

دعوای استرداد هدایای نامزدی با مطالبه خسارت ناشی از برهم خوردن نامزدی، از نظر موضوع و مبنای حقوقی یکسان نیستند.

در استرداد هدایا، خواهان مدعی است که با تحقق شرایط مقرر در ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هدایایی که برای وصلت منظور داده شده باید به او بازگردانده شود. بنابراین، محور اصلی دعوا، استرداد عین هدیه یا در موارد مقرر قانونی، مطالبه قیمت آن است.

اما خسارت ناشی از برهم خوردن نامزدی، ناظر به زیان‌هایی است که ممکن است شخص در نتیجه برهم خوردن نامزدی متحمل شده باشد. قانون حمایت خانواده در ماده ۴، «نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن» را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است. بنابراین قانونگذار میان اصل رابطه نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن ارتباط حقوقی برقرار کرده است.

با این حال، برهم خوردن نامزدی به خودی خود به معنای ایجاد مسئولیت برای جبران همه زیان‌های طرف مقابل نیست. قانون مدنی در ماده ۱۰۳۵ نیز اصل آزادی هر یک از زن و مرد برای امتناع از وصلت تا زمانی که عقد نکاح واقع نشده را به رسمیت شناخته و وعده ازدواج را الزام آور نمی‌داند. بنابراین، صرف منصرف شدن از ازدواج را نباید با تحقق شرایط مسئولیت مدنی یکسان دانست.

در نتیجه، اگر شخصی علاوه بر استرداد هدایا، مدعی ورود خسارت مستقل ناشی از برهم خوردن نامزدی باشد، باید مبنای مطالبه خسارت و شرایط قانونی آن را جداگانه اثبات کند. برای مثال، نمی‌توان صرفاً با استناد به اینکه هزینه‌هایی در دوران نامزدی انجام شده است، تمام این هزینه‌ها را بدون بررسی رابطه سببیت و مبنای قانونی، قابل مطالبه دانست.

به همین دلیل، بهتر است در تنظیم دادخواست، میان خواسته استرداد هدایا و خواسته مطالبه خسارت تفکیک روشن وجود داشته باشد تا دادگاه بتواند مبنای هر یک را به صورت مستقل بررسی کند.

امکان مطالبه هزینه‌های قانونی دادرسی و سایر خسارات قابل اثبات

هزینه‌های مستقیم و قانونی دادرسی، در صورت وجود شرایط مقرر در قانون، قابل مطالبه هستند. مطابق ماده ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، خسارات دادرسی شامل هزینه دادرسی، حق‌الوکاله وکیل و هزینه‌هایی است که مستقیماً به دادرسی مربوط بوده و برای اثبات دعوا یا دفاع ضرورت داشته‌اند؛ از جمله حق‌الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

بنابراین، خواهان دعوای استرداد هدایا می‌تواند در صورت فراهم بودن شرایط، خسارات دادرسی را نیز مطالبه کند. این امر به معنای آن نیست که دادگاه بدون درخواست یا بدون بررسی شرایط قانونی، تمام هزینه‌های پرداخت شده توسط خواهان را به عنوان خسارت به عهده خوانده قرار دهد؛ بلکه هزینه باید در چارچوب مقررات مربوط قرار گیرد و ارتباط مستقیم و ضرورت آن با دادرسی قابل احراز باشد.

همچنین ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی به خواهان اجازه می‌دهد جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تأخیر در انجام تعهد یا عدم انجام آن را، در حدود شرایط قانونی، ضمن دادخواست، در جریان دادرسی یا به طور مستقل مطالبه کند. این ماده همچنین مطالبه اجرت‌المثل را در موارد مقرر و با لحاظ قواعد اتلاف و تسبیب پیش بینی کرده است.

در خصوص خسارت تأخیر تأدیه نیز نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه موضوع پرونده استرداد هدیه است، آن را به صورت خودکار قابل مطالبه دانست. ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به دعاوی مربوط به دین و وجه رایج است و تحقق شرایطی مانند مطالبه طلبکار، تمکن مدیون و تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه را لازم می‌داند. بنابراین، قابلیت مطالبه چنین خسارتی باید با توجه به ماهیت دقیق خواسته و شرایط قانونی آن بررسی شود.

در نهایت، باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: اصل استرداد هدیه، خسارت ناشی از برهم خوردن نامزدی و خسارات دادرسی. اولی تابع شرایط ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی است؛ دومی نیازمند احراز مبنای مسئولیت و شرایط مربوط به خسارت است؛ و سومی در چارچوب مقررات آیین دادرسی مدنی و به ویژه مواد ۵۱۵ و ۵۱۹ قابل بررسی است. بنابراین، مطالبه هزینه دادرسی ممکن است در کنار دعوای استرداد هدایا مطرح شود، اما مطالبه هر خسارت اضافی نیازمند مبنای قانونی و اثبات شرایط آن خسارت است.

برای پس گرفتن هدایای نامزدی، باید ابتدا شرایط قانونی استرداد هدیه بررسی و سپس مدارک مربوط به نامزدی، اهدای مال و وضعیت فعلی آن جمع آوری شود. مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هر یک از نامزدها در صورت به هم خوردن وصلت منظور می‌تواند هدایایی را که برای وصلت به طرف مقابل یا ابوین او داده است مطالبه کند. اگر عین هدیه موجود نباشد نیز، در مورد هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، امکان مطالبه قیمت با رعایت شرایط قانونی وجود دارد.

از نظر مرجع رسیدگی نیز، ماده ۴ قانون حمایت خانواده، رسیدگی به «نامزدی و خسارات ناشی از برهم زدن آن» را در صلاحیت دادگاه خانواده قرار داده است. بنابراین، دعوای استرداد هدایای نامزدی باید با توجه به ماهیت و مبنای آن در چارچوب صلاحیت دادگاه خانواده و قواعد آیین دادرسی مطرح شود.

روند عملی را می‌توان به چند مرحله اصلی تقسیم کرد: جمع آوری دلایل، مشخص کردن دقیق هدایا، مطالبه و در صورت لزوم طرح دعوا، رسیدگی دادگاه، صدور حکم و در نهایت اجرای حکم.

جمع آوری مدارک، ارسال مطالبه، تنظیم دادخواست و رسیدگی قضایی

نخستین مرحله، جمع آوری مدارکی است که بتواند هم رابطه نامزدی و هم اهدای مال برای وصلت منظور را اثبات کند. نوع مدرک به وضعیت هر پرونده بستگی دارد، اما اسناد و قرائن مربوط به خرید هدیه، رسید پرداخت، فاکتور، تصاویر، پیام ها، مکاتبات، شهادت شهود و سایر ادله قابل استناد، حسب مورد می‌توانند در اثبات موضوع مؤثر باشند.

اهمیت این مدارک از آن جهت است که خواهان باید بتواند نشان دهد مالی که مطالبه می‌کند، واقعاً به عنوان هدیه و برای وصلت منظور به طرف مقابل یا ابوین او داده شده است. صرف وجود یک مال در اختیار نامزد سابق، لزوماً به تنهایی ثابت نمی‌کند که مال مورد نظر مشمول ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی بوده است.

پس از مشخص شدن هدایا، بهتر است وضعیت هر یک از آنها نیز جداگانه تعیین شود؛ برای مثال، مشخص شود عین مال همچنان موجود است یا خیر. این تفکیک در مرحله رسیدگی اهمیت دارد، زیرا ماده ۱۰۳۷ میان مطالبه عین هدیه و مطالبه قیمت برخی هدایای موجود نبودن عین تفاوت قائل شده است.

در مرحله بعد، در صورت امکان می‌توان پیش از طرح دعوا، مطالبه بازگرداندن هدایا را به صورت روشن از طرف مقابل درخواست کرد. ارسال مطالبه پیش از اقامه دعوا، هرچند در همه موارد شرط ایجاد حق استرداد نیست، می‌تواند از نظر اثبات اینکه خواهان بازگرداندن مال را مطالبه کرده و همچنین برای روشن شدن موضع طرف مقابل، اهمیت عملی داشته باشد.

اگر هدیه مسترد نشود، خواهان باید دادخواست خود را با تعیین دقیق خواسته و دلایل مربوط ثبت کند. در دادخواست باید مشخص باشد که خواسته، حسب مورد، استرداد عین هدیه یا مطالبه قیمت هدیه است و مشخصات اموال مورد مطالبه نیز تا حد امکان به صورت دقیق بیان شود.

در ادامه، دادگاه پس از ثبت و ارجاع پرونده، دفاعیات طرفین و دلایل ارائه شده را بررسی می‌کند. ممکن است درباره اصل اهدای مال، هدف از اهدای آن، موجود بودن یا نبودن عین هدیه، علت تلف مال یا ارزش آن اختلاف ایجاد شود. در چنین شرایطی، دادگاه با توجه به ادله قانونی و حسب مورد تحقیقات لازم را انجام می‌دهد.

اگر ارزش مال موضوع اختلاف باشد، امکان استفاده از کارشناسی نیز وجود دارد؛ اما کارشناسی صرفاً درباره موضوع تخصصی مانند ارزش مال اظهارنظر می‌کند و احراز اصل استحقاق خواهان نسبت به استرداد هدیه، وظیفه دادگاه است.

همچنین باید توجه داشت که ماده ۱۰۳۷ یک قاعده خاص درباره هدایای نامزدی ایجاد کرده است و ماده ۱۰۳۸ نیز مقرر می‌کند حکم ماده ۱۰۳۷ درباره رجوع به قیمت، در صورتی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم خورده باشد، اجرا نمی‌شود. بنابراین، علت به هم خوردن وصلت نیز می‌تواند در تعیین نتیجه دعوا اهمیت داشته باشد.

صدور حکم به استرداد عین هدیه یا قیمت آن و نحوه اجرای حکم

پس از رسیدگی، اگر دادگاه شرایط قانونی استرداد را احراز کند، حسب وضعیت مال می‌تواند حکم مقتضی درباره استرداد عین هدیه یا در مواردی که قانون اجازه داده است، پرداخت قیمت هدیه صادر کند. مبنای این تفکیک، ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی است که ابتدا امکان مطالبه هدایا را مطرح کرده و در صورت موجود نبودن عین، درباره هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شوند، استحقاق قیمت را با استثنای تلف بدون تقصیر پذیرفته است.

بنابراین، اگر عین هدیه همچنان موجود باشد و شرایط قانونی استرداد احراز شود، موضوع اصلی اجرای حکم، بازگرداندن همان مال است. اما اگر عین مال موجود نباشد، دادگاه باید بررسی کند که آیا شرایط مطالبه قیمت مطابق ماده ۱۰۳۷ وجود دارد یا خیر.

برای مثال، در مورد یک مال با ارزش که عرفاً برای مدت طولانی نگهداری می‌شود، صرف نبودن عین آن به معنای بی حقی خواهان نیست؛ بلکه در صورت تحقق شرایط ماده ۱۰۳۷، موضوع قیمت مطرح می‌شود. در مقابل، اگر مال بدون تقصیر دریافت کننده تلف شده باشد، خود ماده ۱۰۳۷ مطالبه قیمت را منتفی دانسته است.

پس از صدور حکم نیز پرونده الزاماً با صدور دادنامه پایان نمی‌یابد. اگر حکم قابلیت اجرا پیدا کند و محکوم علیه مفاد آن را voluntarily اجرا نکند، محکوم له می‌تواند از طریق مرحله اجرای احکام، اجرای مفاد رأی را پیگیری کند. در این مرحله، بسته به موضوع حکم، اجرای عین مال یا وصول مبلغ محکوم به دنبال می‌شود.

همچنین اگر رأی صادرشده از نظر قانونی قابل اعتراض باشد، باید مهلت و طریق اعتراض مربوط به همان رأی رعایت شود. بنابراین، صدور رأی بدوی لزوماً به معنای پایان قطعی پرونده نیست و وضعیت قابلیت اعتراض و قطعیت دادنامه باید از مفاد رأی و مقررات آیین دادرسی مشخص شود.

در نهایت، مسیر استرداد هدایای نامزدی را می‌توان چنین خلاصه کرد: اثبات نامزدی و اهدای مال ← تعیین دقیق هدایا و وضعیت عین آنها ← مطالبه استرداد ← تنظیم و ثبت دادخواست در مرجع صالح ← رسیدگی و بررسی ادله ← کارشناسی در صورت نیاز ← صدور حکم به استرداد عین یا قیمت در حدود ماده ۱۰۳۷ ← قطعیت یا طی مرحله اعتراض ← اجرای حکم. در تمام این مراحل، نتیجه پرونده به احراز شرایط قانونی ماده ۱۰۳۷ و ادله ای که برای اثبات آن ارائه می‌شود وابسته است.

مشاوره تلفنی ارتباط مستقیم با وکلای موسسه حقوقی دی 

نتیجه‌گیری 

در جمع بندی بحث شرایط و نحوه استرداد هدایای نامزدی باید توجه داشت که قانون مدنی، برای هدایایی که با هدف ازدواج و در دوران نامزدی میان طرفین رد و بدل شده است، قواعد خاصی پیش بینی کرده است. مطابق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی، هر یک از نامزدها می‌تواند در صورت به هم خوردن وصلت، هدایایی را که طرف مقابل یا والدین او برای وصلت منظور به وی داده‌اند، مطالبه کند؛ البته این حکم ناظر به هدایایی است که عادتاً نگهداری می‌شوند و در صورت موجود بودن عین هدیه، اصل بر استرداد همان مال است. بنابراین، صرف اینکه مالی در دوران نامزدی به دیگری داده شده، به تنهایی برای استرداد آن کافی نیست و باید شرایط قانونی آن احراز شود.

در خصوص طلا، سکه، جواهرات و سایر هدایای ماندگار، چنانچه هدیه همچنان موجود باشد و شرایط قانونی استرداد فراهم باشد، امکان مطالبه عین آن وجود دارد. اما در مورد هدایایی که مصرف شدنی هستند یا عرفاً برای نگهداری داده نمی‌شوند، وضعیت متفاوت است. همچنین اگر عین هدیه موجود نباشد، امکان مطالبه قیمت آن تابع شرایط مقرر در قانون و نحوه تلف یا از بین رفتن مال خواهد بود و نمی‌توان در همه موارد، بدون بررسی علت تلف، قیمت روز هدیه را مطالبه کرد.

از سوی دیگر، فوت یکی از نامزدها وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند. ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی در این خصوص حکم خاصی مقرر کرده و بنابراین نمی‌توان آثار فوت یکی از نامزدها را با حالتی که وصلت به علت اراده یکی از طرفین یا عوامل دیگر به هم خورده است، یکسان دانست. در نتیجه، هنگام طرح دعوا باید علت پایان یافتن نامزدی و وضعیت حقوقی طرفین به دقت بررسی شود.

از نظر عملی نیز موفقیت در دعوای استرداد هدایا تا حد زیادی به اثبات اصل هدیه، ارزش یا مشخصات آن، رابطه آن با وصلت مورد نظر و شرایط قانونی استرداد بستگی دارد. فاکتور خرید، رسید پرداخت، اسناد بانکی، پیام‌ها و مکاتبات، تصاویر، شهادت شهود و سایر ادله قابل قبول می‌توانند در اثبات موضوع مؤثر باشند. در مواردی که درباره ارزش مال یا قیمت آن اختلاف وجود داشته باشد نیز ممکن است ارجاع امر به کارشناسی ضرورت پیدا کند.

در نهایت، استرداد هدایای نامزدی یک دعوای صرفاً عرفی نیست، بلکه تابع مقررات مشخص قانون مدنی است و باید میان هدایای دوران نامزدی، هدایای پس از وقوع عقد، هدایای داده شده به خانواده نامزد و هدایای مصرف شدنی یا ماندگار تفکیک قائل شد. بنابراین، پیش از طرح دعوا باید نوع هدیه، زمان و علت دادن آن، وضعیت فعلی مال، علت به هم خوردن وصلت، مدارک موجود و شرایط قانونی استرداد بررسی شود. رعایت این موارد می‌تواند از طرح دعوای نادرست و تحمیل هزینه‌های اضافی جلوگیری کند و مسیر مطالبه عین هدیه یا ارزش قانونی آن را روشن سازد.

⚠️ هشدار و راهنمای حقوقی مهم در خصوص انتخاب وکیل:
مخاطبان گرامی توجه داشته باشید که از نظر قوانین و مقررات کانون وکلا، تبلیغاتی با عنوان «وکیل» یا «تضمین ۱۰۰٪ نتیجه» ممنوع و فاقد اعتبار است. از نظر حقوقی، چیزی به عنوان «وکیل مطلق» وجود ندارد؛ زیرا هر پرونده شرایط، قوانین و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. مناسب‌ترین وکیل برای شما فردی است که بر اساس تخصص، سوابق و تجربه واقعی در پرونده‌های مشابه شما انتخاب شود. توصیه می‌شود فریب وعده‌های اغواکننده افراد سودجو را نخورید و انتخاب خود را صرفاً بر مبنای بررسی کارنامه کاری و مشاوره تخصصی اولیه انجام دهید.

مقالات مرتبط

منبع:قانون حمایت خانواده

منابع و مراجع رسمی حقوقی

برای پیگیری آخرین اخبار حقوقی و دسترسی به متن دقیق قوانین مرتبط با این جرم، می‌توانید به مراجع رسمی و قانونی کشور مراجعه فرمایید: